Machine transcription
(۳۹۱)
عوفی در جوامع الحکایات مینویسد:
در آن وقت که سلطان محمود سبکتگین بغزو سومنات رفت و آن دیار
کفر را بسم مر اکب باد پیما خراب گردانید و آن بتخانه های قدیم
را منهدم کرد گویند در سومنات بتخانۀ دید معلق در میان هوا
ایستاده بیهیچ عمادی سلطان چون آنرا بدید متعجب شد و گفت این
از عجایب ایام و نوادر اشیا ست و این قوم بدین سبب گمراه شده اند
علما وحکمای لشکر را طلب کرد و سر این معنی از یشان بازخواست، گفتند
پادشاه در دولت باقی باد این سهل است حکمای هند طلسمی کرده اند و چار
دیوار بتخانه را از سنگ مقناطیس بنا کرده اند وسقف آن را هم از این
سنگ بر آورده اند و این بت آهنین است و چون از اطراف تجاذب طبیعت
مقناطیس مر این بت آهنین را برابر است درمیان هوا معلق ایستاده و اگر
پادشاه میخواهد تا صدق این معنی معلوم گردد بفرماید تا یک دیوار از این
بتخانه فرو آرند وسنگ های آن دور کنند چندانکه دیوار آن بتخانه
فرود آوردند فرود افتاد وتزویر ایشان باطل شد. فرشته مینگارد و به تحقیق
پیوسته که در وقتی که سلطان میخواست که سومنات را بشکند جمعی از
براهمه بعرض مقربان بارگاه رسانیدند که اگر پادشاه بت را نشکند و بگذارد
ما چندین زر بخزانه عامره واصل میسازیم ارکان دولت این معنی را بسمع
سلطان رسانیدند سلطان فرمود آنچه میگویند راست است ومقرون بصواب
اما اگر این کار را بکنم مرا محمود بتفروش خواهند گفت(و اگر بشکنم
محمود بتشکن خوشتر آنکه در دنیا و آخرت مرا محمود بتشکن) خوانند نه بت
فروش و نتیجه حسن عقیدت در ساعت معلوم شد زیرا وقتی که سومنات را
شکستند درون شکم آن که مجوف ساخته بودند آن مقدار جواهر نفیسه
ولآلی شهوار بیرون آمد که مساوی بسود مانچه بر همنان میدادند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
