Machine transcription
(۳۹۲)
سلطان چون بت را شکست امر داد شکستههای آنرا به شتر بار کرده بغزنه بیاورند تا يك پارچه آنرا به کعبه مکرمه فرستد و نذرخانه خدا نماید و يك پارچه را در مسجد عروس الفلك در غزنه بگذارد که مردم هنگام دخول بمسجد بایر ان بگذراند وقسمتی را هم به بغداد نزد خلیفه روان کند فرخی درباره آوردن بت شکسته از سومنات بغزنه گوید :
خدای حکم چنان کرده بود کان بت را
زجای بر کند آنشهردار دین پرور
بدان نیت که مراو را بمکه باز برد
بکند و اينك با همهمی برد همبر
گردیزی مینگارد آن سنگ عذات را از بیخ بر کند وپاره پاره کردند و بعضی از ان بر اشتر نهادند و بغزنین آوردند تا این غایت بر در مسجد غزنی افگنده است .
فرشته مینگارد تا دو قطعه سنگ ازوی جدا کرده بغزنین بردند و در آستانه مسجد جامع و كوشك سلطنت افگندند چنانکه الی یومنا هذا که ششصد سال و کسری از آن گذشته آن سنگها در غزنه افتاده است .
امروز در غز نه نشانی از سنگها نیست و باحتمال قوی در زیر خاکها مدفون میباشد و اگر روزی در غزنه حفريات و کاوشهای علمی بعمل آيد در کاخ فیروزه و مسجد عروس الفلك این سنگها پیدا خواهد شد .
در اینکه سلطان محمود سنگها را به کعبه مکرمه فرستاد در جامع اطیقی که تاریخ بلداهین است و در سفر نامه ناصر خسرو در هر دو کتاب ذکری از تحایف غزنه رفته که در عهد غزنویان به کعبه مکرمه فرستاده شده مثل زنجیر و پرده ولی از سنگ ذکر نمینمایند.
سلطان محمود بدين فتح مورد تحسین و آفرین تمام ملل اسلامی گردید شعرای در بار قصیدهها ساختند فرخی دو قصیده در این فتح دارد قصیده که در حرف دال دارد این است :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
