Machine transcription
(۳۸۳)
این بود که چون بت سومنات برسایر بتهای هند خشم گرفته محمود
توانسته است آنها را خراب کند و اگر بت سومنات بخواهد هیچ نیروی
نمیتواند به بتان و بتنگران و بت پرستان آسیبی رساند سلطان چون این تبلیغات
راشنید و داستان شگفتی ها و بدایع معبد سومنات را نیز قبلا شنیده بود
بران شد که این راه دراز وهولناك را بپیماید و در سومنات را بکشاید و دین
اسلام را در ان نقطه نیز پهن کند .
سپاهیان خود را در شابهارسان دید و مردم ملکی را نیز تحريك نمود
وحتی پنجاه هزار دینار بمردمی که در این سفر باسپاهیان وی خواهش
همرا هی داشتند ببخشید. بروایتی در دهم شعبان سال ٤١٦ و بروایتی دیگر
در ۲۲ شعبان سال مذکور رهسپار سومنات گردید. سی هزارسوار و جمع
کثیری از رضا کاران در این سفر اردوی او را تشکیل میدادند در ١٥
رمضان به ملتان رسید چون باید از راه بیابان (تهر) عازم سومنات می شد
و این بیابان سراسر غیر معمور وخشك و بایر بود و چیزی که سلطان را بیشتر
متوجه میگردانید مسئله آب بود بدین جهت هفده روز در ملتان بماند
وتفحصات لازمه راجع براه از مردم نمود و در صدد تهیه آب گردید و ترتیبی
بس بزرگ و خارقه آسا در این کار اتخاذ کرد چنانکه برای هر فرد
سپاهی دو شتر آب تهیه نمود وعلاوه بران بیست هزار شتر دیگر را نیز برای
احتیاط از آب بارنمود و برای هر پیاده يك شتر داد و با این که خطرات بیابان
راشنید و داستان های هولناکی از این راه دراز و خطیر بوی رسید در روز
دوم عید رمضان از ملتان حرکت نموده در بیابان خشك تهر به سفر آغاز کرد.
بیابانی که بقول فرخی دیو در ان گم می شد از غم مستمندان سوخته دل
در از تر بود و از شب دردمندان خسته جگر کشیده تر. چشمه های آن مانند
چشم های شوخان بی آب ومزارع آن مانند قول سفله گان بی بریود .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
