Machine transcription
(٣٨٤)
هوای آن دژم و باد آن چون دود دوزخ و زمین آن سیاه و خاك آن خاكستر می نمود.
جنگلهای خار مانع عبور پیاده و سوار می گردید حتی مرغ نمی توانست در میان آن پرواز کند و سپاهیان مجبور میشدند خزیده ازان بگذرند. گاهی چنان روز مه آلود و تاريك پدید می آمد که مردم هنگام نماز پیشین انگشتان خود را دیده نمی توانستند خط سير سلطان درست معلوم نمیشود کسی که در این مورد تحقیقات بسیار عالمانه دارد دکتر محمد ناظم است وی بر این عقیده است که ( سلطان اول به لو دروه ) رسیده که امروز ده میل بغرب شمال شهر جیسلمیر) واقع است و در وقت سلطان پایتخت (جادوتهای باتی ) بود و شهری وسیعی بود که دوازده دروازه داشت و از انجا به کوه (چيكلودر ماتا) رفته كه ۱۷ میل بشمال (پالن پور) امروز هوا واقع است و از انجا (به نهر واله) رفته پایتخت باستانی گجرات که اکنون بجای آن در شمال (شهر بارودا) شهر (پاتان) ساخته شده و در احمد آباد بمبئی واقع است سلطان در اول ماه ذی قعده باین شهر رسید و از رنج بی پایان بیابان نجات یافت این شهر مقر فرمان فرمائی راجه بهیم دیوا بود که دو صد پیل و ده هزار سوار و نود هزار پیاده در فرمان او بود اما چون خبر آمدن سلطان را شنید شهر بگذاشت و بقلعه(كندهه) پناه برد - واز این شهر به (مندهیر) رفت که وقتی محل مهم و قابل ملاحظه بود و تالابی بزرگ داشته و هنوز آثار آن برجاست ساکنان مندهیر پراه بر سلطان گرفتند و خواستند سلطان را از سومنات بجنگ مانع شوند ولی سلطان آنها را مغلوب نمود پس از ( مندهیر) سلطان به قلعه (ديولواره) رسید نام این قلعه امروز ( دلوا ده) می باشد و میان جزیرۀ(دیو) از مستملكات دولت پرتقال و شهر جونه گر واقع شده و در ٦٥ كیلو متری معبد سومنات است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
