Machine transcription
(٤)
از طلب تا چند ریزی آبروی کام را
يك سبق شاگرد استغنا كن این ابرام را
تا بکی خوابیده برجا یاوه گوئی میکنی عیب خود نادیده تا کی عیب جوئی میکنی
با غریبان و فقیران ترش روئی میکنی مصرع دشنام خوانده تند خوئی میکنی
عبرتی کو تا لب از هذیان بهم دوزد ترا
خندها بسیار کردی گریه آموزد ترا
ای کهالت آشنا اندیشه آینده کن هوش و فکر خویش را از زلف خوبان کنده کن
خویش را از نور عرفان پیکر رخشنده کن از حصول حکمت و فن جان خود تابنده کن
خیمه بی غیرتی را از دو پای خود بشوی
خیز بهر اعتلای خویشتن راهی بجوی
چشم بکشا و باطراف و جوانب کن نظر تا چه می بینی ز علم و حکمت ای نور بصر
رو تو هم بر بند همچون دیگران جانا کمر کوششی بنما که گردی صاحب علم و هنر
اینقدر بی همتی و ناتوانی تا بکی
تنبلی و کاهلی و تن گرائی تا بکی
سالها در یاوه گردی عمر خود کردی تباه تا قدم ماندی چو کوران سخت افتادی بچاه
از کهالت چند فرسخ دور افتیدی ز راه تا خبر گشتی ز حال خود نه سر ماند و کلاه
اینزمان ای کئون پشیمانیت را بردار کن
مشت بعد از جنگ را در کله خود وار کن
دشمنت اندر کلاهت دم بدم پر میزند از درون پنبه با همراه نشتر میزند
گه بتلك گیر کرده که بخنجر میزند که بدم بازیت داده نوع دیگر میزند
تا بکی بازیچه دست دگر ها می شوی
تا بکی آمین گوی قول آنها میشوی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
