Machine transcription
(۱۱۲)
ای خو بثر ز بهار و بهای ارمنی ای پا کثر ز قطرهٔ باران بهمنی
آنجا که موی تو همه برزن بزیر مشک وانجا که روی تست همیشه بر همنی
اندر فرات غر قم تا دیده بامنت واندر بهار حسنم تا تو بر منی
ار انگبین بسی سخن تلخ مر چراست وریا سمین بوی تو بدل چو نگه آهنی
مشگر بماه نورش تیره شود ز رشک مکذر بباغ سرو سهی پاک بشکنی
خرم بهار خواند عاشق ترا که تو لاله رخ و بنفشه خط و یاسمن تنی
مارا جگر بتیر فراق تو خسته گشت ای سبر بر فراق بتان نیک جوشنی
***
الا بمس ده آن داروی نژند زمانه دیده فراوان و دیر مانده به بند
چو جان عاشق سوزان چو روی حاسد زرد زمهر پخته و نایافته ز دود گزند (۱)
***
نیکو گل دو رنگ را نظر کن در است بزیر عقیق ساده
یا عاشق و معشوق روز خلوت رخساره به رخساره بر نهاده (۱)
ابو طیب مصعبی ابن مرد مباحث و تدبیر از ادب نیز بهرهٔ کافی داشت
وی در جمله رجال بزرگ قرن چهارم بشمار می آید.
وی از شاعران استاد و ماهره در زبان دری و عربی بود. قصیدهٔ در تعریف «جهان»
دارد و در آن بالهجهٔ نقد و انتقاد آمیز از زیاده رویها و ناساز گاریها،
از زشتی و زیبایی های آن بی پرده سخن گفته:
جهانا همانا فسو سی و بازی که بر کس نپایی و با کس نسازی
چو ماه از نمودن چوخور از شنودن بگاه ربودن چوشا هین و بازی
چو زهر از چشیدن چو چنگ از شنیدن چو باد از بریدن چوالماس گازی
چو عود قماری وچون مشک ثبت چو عنبر سرشته یمان و حجازی
(۱) سخن و سخنوران ص ۲۰
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
