Machine transcription
(٢)
عشق زنده در روان و در بصر هر دمی باشد ز غنچه تازه تر
عشق آن زنده گزین کوباقی است وز شراب جان فزایت ساقی است
عشق آن بگزین که جمله انبیاء یافتند از عشق او کارو کیا
عاشقان جام فرح آنگه کشند که بدست خویش خوبا نشان کشند
لذت هستی نمودی نیست را عاشق خود کرده بودی نیست را
طالعش گر زهره با شد در طرب میل کعلی دارد و عشق و طلب
هر که را دامان عشقی نا بده زان نثار نوریی بهره شده
از سر که سیلها ی تیز رو وز تن ما جان عشق آمیز رو
بی مو کل بی کشش از عشق دوست زانکه شیرین کردن هر تلخ از وست
کابدر ایمان خلق عاشق تر شدند در فنای جسم صادق تر شدند
لفظ چبرم عشق را بی صبر کرد وانکه عاشق نیست حبس جبر کرد
عاشقم بر لطف وبر قهرش بجد ای عجب من عاشق این هر دو ضد
عشق کل است وخود کلست او عاشق خویشت وعشق خویش جو
تو چه دانی ذوق آب دیدگان عاشق نانی تو چون نادیدگان
علم و حکمت زاید از لقمه حلال عشق ورقت زاید از لقمه حلال
عاشق رنج است نادان تا ابد خیزولا اقسم بخوان تافی کبد
هر که عاشق دیدیش معشوق دان کو بنسبت هست هم این و هم آن
چونکه عاشق اوست توخاموش باش او چو گوشت میدهد تو کوش باش
ای حیات عاشقان در مردگی دل نیابی جز که در دل بردگی
غرق عشقی ام که غرقست اندرین عشق های اولین و آخرین
عاشقم بررنج خویش و درد خویش بهر خشنودی شاه فرد خویش
باغ سبز عشق کو بی منتهاست جزغم وشادی درو بس میوه هاست
عاشقی زین هر دو حالت برترست بی بهار و بی خزان سبز و تر ست
عاشق از حق چون غذا یابد رحیق عقل آنجا کم شود کم ای رفیق
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
