Machine transcription
۷۹
در چمن نوید گل انوار جهان باشی سرو خوش وصال ایدوست جان عاشقان باشی
نونهال نخلستان شاخ ارغوان باشی نوبهار عمری ليك ایمن از خزان باشی
من ترا دعا گویم واجب دعا هستی
زلف و رخ نمایان کن بوم کفر خان بشکن با تکلم شیرین صولت بلبلان بشکن
ار حرم خلیل آسا رونق بتان بشکن تاج لطف بر سر نه افسر شهان شکن
چند از نظر نایاب همچو کیمیا هستی؟
درج لعل در بکشای قیمت گهر بشکن با تبسم شیرین قیمت شکر بشکن
بهر لیلة المعراج کسوت سحر بشکن با متاع حسن خود نرخ سیم و زر بشکن
یوسف عزیزی من چون توی بها هستی
گر چه ناوك نازت بر دلم اثر دارد عاشق جفایت کی از آن حذر دارد
پیش تیر مژگانت سینه را سپر دارد ای خوش آنکه هر لحظه با رخت نظر دارد
مان قدم بچشمم تو دیده را ضیا هستی
شبرو شب معراج ماء برج ما اوحی در درج یکتائی قد کنز لا تحصی
آفتاب عبك دين صدر مجلس عقبی مقتدای رسولان راجن و انس را مولی
ز آنکه احسن الخلقی افضل الورا هستی
این (كنيزك) مجرم ترك گفتگو دارد نه بیام خو رسند است نه نم سبو دارد
مدت مدیدی هست باغم تو خو دارد آرزوی یك دیدن ز آن رخ نکو دارد
روی خود بمن بنمای گر زمن جدا هستی
(صنوبر عاجزه)
صنوبر بنت سید عبدالله خواهر مریم كنيزك است ، در اواخر قرن سیزده و اوایل قرن
چهارده هجری قمری در (کرخ) هرات بسر میبرد و بعمر ٢٥ سالگی از دو آج نمود صنوبر
مانند خواهر خود شاعره بود (عاجزه) تخلص مینمود ، این دو خواهر اکثراً با هم مشاعره
میکردند اشعار (عاجزه) مثل اشعاره یم بیشتر حمد و نعت است و مخمس ذیل نمونه کلام اوست
نعت
ای شه بطحای من دل شده مبتلای تو طوطی طبع من کند شام و سحر نوای تو
عمر عزیز راد هم در هوس لقای تو محرم سر لا مكان جان و دلم فدای تو
مرغ دلم باوج عرش پر زند از هوای تو
وصف تو چون بیان کند سوخته وصال تو طوبی جنت است خجل ز قد با کمال تو
جز غم عاصیان دگر هیچ نه در خیال تو نور همه جهان بود پرتوی از جمال تو
تابش ماه سر فلك از شرف لقای تو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
