Machine transcription
۷۸
غزل
دل برد زمن تا چوری شاه شهبانی
عشکر شکنی تیغ کشی آفت جانی
شوریده وشی سیمین ی ماه لقائی
جادو نگهی کج کلهی حور نشانی
کی مرثیه تا ژوری فتنه پرستی
پیمان شکنی جور گری شور جهانی
در مملکت حسن شهنشاه نشینی
در زمره خوبان جهان باج ستانی
هاروت فنی ماه رخی یوسف عهدی
عیسی نفسی خضر رهی سحر بیانی
غلمان روشی خلد وشی مست حیائی
کوثر منشی آب بقاو ظل گرانی
بیداد گری عربده خوجور پسندی
خاطر شکنی شیر قدی سخت کمانی
از حالت دل با توجه افسانه سراید
شوریده سری جور کشی خوارجهانی
مجنون صفتی کوه کنی خانه بدوشی
بیتاب دلی ریش تنی سو خته جانی
ثواب نخواهد که بهجر تو بمیرد
ای جان جهان و مدقو صنم و انساتی
رباعی
ای شاه جهان در از شد عمر گناه
شد نامه اعمال توچون قیر سیاه
نومید مشو که داد گر هست رحیم
کوه گنهت شود بوزن پر کاه
رباعی
چون بال و پر افتاد چو ون دام بپرد
صید یه ز صیاد پریدن نتواند
مشکل مرض است این که بفریاد رسیده است
آ نیکس که بفریاد رسیدن نتواند
***
چوز عهداو بپرسیم چه لا جواب گوید
که مز ار جایه بستم بهزار جا شکستم
پی قدر ناشناسی که برایگان نگیرد
دل بی بهای خود را بمت بها شکستم
(مریم کنيز ك)
مریم بنت سید عبدالله در ماه میزان سنه ١٢٥٧ هجری قمری در قریه (کرخ) هرات پای بعرصة
وجود نهاده تحصیلات خوبی حاصل نمودوزن فاضله و شاعره بود اکثرا حمدونعت میسرود، زیرا
خیلی پابند دین ومذهب بود .
مشارالیها در سنه ۱۳۰۸ هجری قمری در گذشت و دارایی دیوانی میباشد که بطبع نرسیده .
اينك نمونة شعر او :
(نعت)
ای صفةجهان آرا معدن صفا هستی
بر گزیدة خالق فخر اصفیا هستی
عین جمله محبوبان مفخر انبیا هستی
توطبيب هررنجی درد هر دوا هستی
شمع بزم هر جمعی بسکه خوش لقا هستی
روز وشب بود دایم میل خاطرم سویت
بسته جمع مشتاقان دل بتار هر مویت
رخ نمای تا بینم آن جمال و گیسو یت
بشنوم حدیثی چند ز آن دو لعل دل جویت
نطق شکرین بگشا ز آنکه خوشنوا هستی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
