BrowsePardahʹnashīnān-i sukhangūy → page 90

Page 90

Pardahʹnashīnān-i sukhangūy · pages 1–113


Page image — the source of record

Scanned page 90 of Pardahʹnashīnān-i sukhangūy

Machine transcription

۷۷ انگریس در هند درین بابت مشوره نمود و بعد از جستجو و تفکر زیاد باقی محمد خان نصرت جنگ را که یک شخص نجیب و رذیسا کنین قصبه بھوپال و رکن ریاست آن بود را انتخاب نموده بتاریخ ۱۱ ذيقعده سنه ۱۲۷۱ عروسی او باشاه جهان بیگم صورت گرفت و در سنه ١٢٧٤ دختر آنها سلطان جهان بیگم تولد یافت . در سنه ١٢٧٦ شاه جهان بیگم ریاست ارضاً آباد را سپرده منصب ولیعهدی را اختیار نمود در سنه ١٢٨٤ باقی محمد خان شوهر بیگم دنیا را بدرود گفته او را بادخترش تنها گذاشت يك سال بعد سکندر بیگم نیز برحمت ایزدی پیوست و شاه جهان بیگم بر تخت ریاست بھوپال نشسته افتهار دولت را بدست خود گرفت و در ۱۰۰ لکت و ترقی معارف آن سعی زیادی نمود، علما وفضلا را خیلی عزیز میداشت و عزت می نمود چندین مکتب و بیمارستان و مسجد بنا ٭ نمود و چون بعمرانات علاقه داشت چندین قصر و عمارت عالی بامرا و تعمیر یافت از ان جمله تاج محل بهوپال عہد پر شاہ جهان انشاط افزا مهیا شد در ۱۲۷۸ بتحريك و رضای حکومت انگلستان باسيد محمد صدیق حسن خان میر دبیر خود ازدواج نمود شوهر ثانی او از جملۀ فضلای عصر خود بشمار میرفت و صاحب آذر و مخصوصاً تذکره های متعددی است از ان جمله تذکره (شمع انجمن) . نظر به خدمات برجسته شاه جهان بیگم در پیشبرد امور کشوری و تہذیب مملکت حکومت انگلستان اورامورد نوازش قرارداد، باعطای خطاب درجه اول ( کرون اف اندیا) (تاج هندوستان) ورئيس دلاور طبقه اعلای ستاره هند فائز گردید . شاه جهان بیگم بسفر و سیاحت علاقه مفرطی داشت چندین سفر در هندوستان وخارج آن نمود این خانۀ فضلہ والف چندین کتاب مانند (تاج الاقبال، تاریخ بهوپال، تہذیب نسوان، خزینتہ الالغات) است و همچنان در زبان فارسی واردو شعر میگفت و در فارسی (شاه جهان) اما در اردو (شیر ین) تخلص میکرد . اينك چند غزل و رباعی و بعضی اشعار منتخب او :- غزل مردم رحمن یار من ریزد تجلای دگر چشم و د در هر نظر مجنونم شای دگر هر زره خاك درش خورشید تابان در برش از پرتو مهر رخش دارد تجلای دگر خوبان دنیا کوه به خوینداز سر تا بپا تا مقصدا آن دلر با دارد سرا پای دگر از بوریای زاهدان بوی ریا آید بجان بهر نماز عاشقان باشد مصلای دگر باور مکن قول عدو ساغر کجا و شیشه کو؟ ای محتسب این های و هو دارم زصهبای دگر من میروم سوی حرم دل میکشد سوی صنم من میروم جای دگر دل میرود جای دگر جانم بتنگ آمد از و یارب چه سان سازم بدو من میزنم رایی دگر او میزند و ای دگر ای عشق بی پروا بیا تا وارهیم از ماسوا دزدید نومیوه مرا در دل تمنای دگر از شرم رنگ خال او دیگر بود احوال او گل بر سر آن لاله رودارد تماشای دگر ای مونس غمخوار من خلقی پی آزار من بس مهر ریزد یار من دارم نه پروای دگر شاه جهانم بی گمان هم تاجور در هند بان حزباد داور در جنان دارم به سودای دگر (۱) الامنتا میرنسوان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pardahʹnashīnān-i sukhangūy, page 90. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1184/90 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1184/90
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record