Machine transcription
٤٧
جامی نیز متخلص به (مخفی) بود وزیبالنساء بیگم (زیب) تخلص میکرد، از این رو
دیوانی را که بدختر اورنگ زیب نسبت میدهند از (مخفی ترافتی) استاد مولانا جامی
وشخص دیگر (مخفی رشتی) مصاحب امامقلی خان حاکم فارس میدانند.
بهرصورت زیبالنساء شاعره شیرین زبان ولایقی بوده واشعار خوبی دارد که
در تعلق داشتن آن باین شهزاده خانم شك نیست مثلاً غزل ذیل :
گرچه من لیلی صفاتم (۱) دل چومجنون در نواست
سر بصحرا میزنم لیکن حیا زنجیر پاست
بلبل از شاگردیام شد همنشین گل بباغ
در محیط کاملم پروانه هم شاگرد ماست
درنهان خونم بظاهر گرچه بر گت تازهام
حال من در من نگر چون رنگ سرخ اندر حناست
دختر شاهم ولیکن رو بفقر آوردهام
زیبوزینت بس همینم نام من زیبالنساست
بشکد دستی که خم در گردن یاری نشد
صد بهار آخر شد وهر گل بفرقی جا گرفت
اشك در خون طپیده میآید
در عدم هم زعشق شوری هست
بیگانهوار میگذری از دیار چشم
نهال سرکش و گل بیوفا ولاله دوروی
آغشته خون بشام شفق از نگاه کیست ؟
ای صدف نشته بعیر وسوی نیسان منگر
بلبل از گل بگذر دگر در چمن بیند مرا
در سخن پنهان شدم مانند بو در برگ گل
کور به چشمی که لذت گیر دیداری نشد
غنچۀ داغ دل ما زیب دستاری نشد
یا دل از راه دیده میآید
گل گریبان دریده میآید
ای نور دیده حب وطن در دل تو نیست
درین چمن به چه امید آشیان بندم ؟
مشعل بکف گرفته دادخواه کیست؟
بهريك قطره آبی جگرت بشگافند
بتپرستی کی کند گر برهمن بیند مرا
هر که دیدن میل دارد در سخن بیند مرا
غزل
من وآن نماز شاهی که زیی سحر ندارد
زسرشك ديده هردم در لاله گون بر آرم
من وآه، آه سردی که بیکی اثر نداند
چه کنم که بحر دیده به از این گهر ندارد
(۱) مشاهير نسوان بجای کلمه (صفاتم) (لیاسم) نوشته شده : (گرچه من لیلی لباسم)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
