Machine transcription
ای باد که جان فدای پیغام تو باد
گر و در سر راه مهستی را دیدم
( ٣ )
گربو گذری بکوی آن حور نژاد
کز آرزوی تو جان شیرین میداد
( ٤ )
هم مستم وهم غلام سرمستانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
بیزار ززاهد و ( ز دانـــــم )
يك جام دیگر بگیر ومن نتوانم
( ٥ )
يك دست به مصحفم ويك دست بجام
ماشیم درین گنبد فیروزه خام
که نزد حلالیم و گهه زد حرام
نه کافر مطلق ، نه مسلمان تمام !
( ٦ )
ای پور خطیب کنجها پندی بپذیر ،
از طاعت ومعصیت خدا مستغنی است
بر تخت طرب نشین، بکف ساغر گیر
باری تو مراد خود درین عالم گیر!
( ٧ )
بر خیز و بیا که حجره پرداخته ام
یا من به شرابی و کبابی در ساز
وز بهر تو پرده ئی خوش انداخته ام
کمن هر دو ز دیده وزدل ساخته ام!
( ٨ )
لعل تو میمکیدم آرزو می کردم
در مستی و در جنون و در هشیاری
می با تو کشیدن آرزو می کردم
جنگ نوشیدن آرزو می کردم !
( ٩ )
در دل همه شرك وروی در خاك چه بود؟
خود را بمیان خلق زاهد کردن
زهری که بجان رسید ترياك چه بود؟
بانفس پلید جامه پاك چه بود ؟
( ١٠ )
ما را بدم پیر نگه نتوان داشت
آنرا که سر زلف تو زنجیر بود
در حجره دلگیر نگه نتوان داشت
در خانه بزنجیر نگه نتوان داشت
( ١١ )
افسوس که اطراف گلت خار گرفت
سیمای زنخدان تو آورد مداد
زاغ آمده لاله را به منقار گرفت
شنگرف لب لعل تو زنگار گرفت
( ١٢ )
تاسنبل تو غالیه سائی نکند
گر زاهد صد ساله ببیند دستت
باد سحری نافه گشائی نکند
بر گردن من که پارسائی نکند
( ١٣ )
ایام برو آن است که تا بتواند
عهدی دارد فلك كه تا گرد جهان
يك روز مرا بکام دل ننشاند
خود می گردد مرا همی گرداند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
