Machine transcription
(49)
میان عرق غرق طوفان فرس
نمانده فنی از فنون جدل
در آخر زد آن غازیء نامدار
بيك ضرب کاری فگندش بخاك
در ان مرگ انبوه کس را خبر
هزیران جنگی شده مست جنگ
نمودند رزمی که افراسیاب
ولیکن چو از چرخ یاری نبود
زبون آمدند انداران ترك تاز
پر از مردگان گشت ره یکسره
زخیبر گذر کرده ناچار سیل
چوزد ترك گردون بهنگام شام
زا نجم بیا ورد پنبه بدست
هزیران غازی بکشتند باز
ببستند زخم و بشستند دست
سواران گرفتار ضیق النفس
که با هم نکردند رد و بدل
بشمشیر بر دوش آن شهسوار
تنش پاره پاره ز ره چاك چاك
نگردید از مرگ آن نامور
بشمشیر و غریین وتوپ وتفنگ
ز گردان توران ندیده بخواب
زجنگ و دلیری و شیری چه سود
بناچار از جنگ گشتند باز
زخون سرخ شددشت و کوه ودره
روان بود زاب بقم رود نیل
درخشنده شمشیر خود در نیام
همه زخم روزانه خویش بست
نمودند کوتاه جنگ در از
بمنزلگۀ خویش هر کس نشست
هزیمت لشکریان هریسنگه بعد از کشته شدنش
دگر روز چون خسرو خاوری
ستاره شباشب گریزان شدند
دلیران کابل بصد عز و جاه
بفیروزی بخت و اقبال و جیش
زشادی دل هر کس آکنده بود
بدان دل که امروز کوشیم سخت
به امداد دادار فریاد رس
بیامد بشیری درامید دوان
علم برزد از مطلع خیبری
زجور فلك اشك ريزان شدند
نشستند در حلقۀ بارگاه
خوش و خرم و شاد و خندان به عیش
اگر زخم هم بود در خنده بود
ببازوی اقبال و نیروی بخت
نمانیم از دشمنان زنده کس
کشاده بشرح بشارت دهان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
