Machine transcription
(٣٧)
شود نونهال تو شاه جهان ولی باد مر گش دهد کرا مان
رساند سپهر اند ر ین کشورت ولیکن چو برنیزه با شد سرت
نزیبد که مثل تو بلبل سری زبازی به شهباز دارد سری
زبلبل سری چند تر سا نیم که شهبا زم آخر توهم دا نیم
متر سان ز بسیا ری لشکرم که شیر نرم صد رمه بر درم
چغانت به چنگال تنگ آو رم که موسیچه گرئی به چنگ آورم
مزن اینقدر لاف از سیم و زر که این ها مخنت ندارد مگر؟
چه ترسانی از شور توپ و تفنگ که از کوز خرکز هر اسد پلنگ
تو و لشکرو توپ وشاهین و دود من واسپ و شمشیر و خفتان وخود
بمردی که موی سر از بس بود به جنگش زن خیبری بس بود
نخوا هم که شمشیر خود تر کنم به خون تو آلوده خنجر کنم
کسی را که ریش درازی بود میشدا ر کو ر زم سازی بود
کر ازریش انسان شدی معتبر چنین ریش میمون ندارد مگر ؟
بمردی که تشبیه با شد بزن بزیور زاش خوان نه شمشیر زن
منم شیر کر کس بشو را نبدم بخون خوردن خویشتن خواندم
چه کار آید ت لشکر بیشمار چو ما ازیکی مرد داری نیاز
نمی خواستم ملك از چنگ تو همی خواستم از خدا جنگ تو
ولی بسته عهد وپیمان بدم قوی دل بسو گند و ايمان بدم
زراجپوت هر گز نبود این گمان که در عهد دارد دودل یکز هان
یکی را بگوید که یاری بمن دگر را بگوید که خیز و بزن
خوشا خوب کردی که پیش آمدی از ین به چه دیگر که خویش آمدی
بیا تا ز شمشیر کارت کنم زدیوا نگی رستگارت کنم
ازین درد مهلك بیا می فراغ بجز فصد يا قوغ وعرق دماغ
چه می نازی از بازی، خود مکر زلعب حر یفان ندا ری خبر
اکبر نامه (۱۰۰۰) عبدالاحمد و محمد اعظم حیدرعلی ۱ ن رجب علی ، هاجرائی، بیتو، نواته یوم ٢٤ ر ٢٨ ش مطبعه عمومی کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
