Machine transcription
(۲۱)
جواب مکتوب از دوست محمد خان بنام هری سنگ
و آمادگی مصاف هر دو سو
چه بیچون خدائیکه از يك سخن نمود آشکار از نو تا کهن
جهانداده است از کران تا کران بانواع قسمت به قسمت خوران
کسی را ندادست آن دسترس که تا قسمت کس ستاند زکس
از ان ملك ضحاك سفاك داد بمسکین فریدون فرخ نهاد
که تا میشود بر همه آشکار (۱) که دارد خدا در همه اختیار
نگوئی که سر لشکر و زر کند سزاست آنکه او را خدا سر کند
نه مال است موقوف جهد وطلب نه شاهی بملك است ومال ونسب
مرا ملك گرداد نبود شگفت خدا داده را کس نخواهد گرفت
چو باشد مرا دوست یزدان پاك جهان گر بود پرز دشمن چه باك
الا ای هریسنگ امرتسری زخیره سری در خیال سری
رسید از تو ام نامه پر گزاف همه محض بهتان وهذیان ولاف
مگر باده نوشیده بودی چوموش که از جوش آن از سرت رفت هوش
بخواهی که باگر به نیز چنگ زمستی ومدهوشی آئی بجنگ
خوشت بادوقتی که در سرتراست (۲) فروتر بیا باتو کاری مرا ست
بهوش آ که هوش تو زائل شد است جنون پیش عقل تو حائل شد است
وگرنه کجا عقل فتوی دهد که تاگام در کام شیران نهد
همانا قضا تاخت بر جان تو کشاند رین شهرشمنان(۳)تو
مگر قحط هیزم به پنجاب بود که قسمت به شمنان کابل ربود
ویا بر سرره ترا سر برند کباب تو زاغان خیبر خورند
بگیری تو ملك جهان سر بسر ولیکن زمن زنده مانی اگر
(۱) خ شود تا برای همه آشکار
(۲) خ باین آرزوها که در سرتراست .
(۳) محل سوختاندن نعش هنود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
