Machine transcription
( ٣٤ )
نه از خود سخن گویمت بلکه پیش نوشته است نانک در اخبار خویش (١)
که سنگان من وقتی از روز گار (٢) بکابل روند از پی کار زار
بیایند یک لك سیه زیر تیغ ولیکن پس از كوشش بیدریغ
ببندند بر خصم فتح و ظفر بگیرند ملك جهان سربسر
دگر هیچ کس تاب شمشیر شان نیارد ز شاهان و گردنکشان
شود شاه روی زمین نونهال (٣) بشاهان گیتی دهد گوشمال
از ان نونهالت که كردم خبر زباغ شۀ ما بر آورده سر
کنون وقت آن شد که خیزم ز جای به اقبال او دشمن آرم ز پای
ازین پس تو و مياو دشت نبرد زدریا چو صحرا بر آریم گرد
زیک لك چه غم گر دولك هم ز تيغ (٤) بیایند ز آنهم ندارم دريغ
تو اگر یکی تن رسد کم شود بیکبار كار تو بر هم شود
مرا كشته گردد هزاری اگر رسد ازیم صد هزاری دگر
دماغت چنین از چه پر باد شد؟ مگر جنگ کشمیرت از یاد شد؟
(٥) که جبار خان تو چون در گریخت ز مشیر شیران به قایم بونت
ندیدم ازو مردی در ستیز مگر چستی و چابکی در گریز
عظیمت بان عز و جاه وجلال (٦) که می نامدش آسمان در خیال
به پیشاور آمد به صد کرو فر نیارست کردن زغیبر گذر
ز سختیش کاندر تقابل رسید گریزان گریزان بكابل رسيد
خبر دارم از جاه وسیم و زرت به خوبی شناسم تو و لشکرت
( ١ ) بابه نانک معروف صاحب طریقت سک هاست که مدفن و آبده آن در امرتسر است .
( ٢ ) سنگان ، مطلب از سکه هاست سنگ به معنی شیر است که تقریباً جزء نام هر سک
می باشد .
( ٣ ) نونهال مطلب از نهال سنگ پسرر نجیت سنگ است .
( ٤ ) خ ، زيك لك چه غم گر دولك هم به تیغ
( ٥ ) خ - زشمشير شيرانم آبی نریخت
( ٦ ) مطلب از سردار محمد عظیم خان است که در پاورقی های پیش معرفی شده است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
