Machine transcription
( ۳۲ )
ولی قرعه اول بنامـت فتا د
خـبـر كـردمـت پهن بـگشای گوش
بخدمت کمر بندو با در گریز
بگو بندوانانك به استاووژند (۱)
که چون از میان بر کشم تیغ کین
چنان سازم از توپ و شاهین شلك
زبانگ شتر ناله وزر هکله (۲)
ز كـابـل ستان تا بغز نين و غور
چو گردانه آیم بکردن زنى
چنان محـشـر سخت بـر پـا کـنم
اگر جستی از تیغ من زینهار
ببايد بـايـن کـار هـالشـكـرى
تـرا طاقت جنـگ و پيـكار کو
چوشطرنج بازان به نیرنگ و رنگ
بعید ان بیا ئی به حرص بهشت
بجـاد و زبـانی و افـسـون گـری
به نسیه دهی وعـده بـر رستـخـيـز
ببـازوی سست وسر خمار زرد
ز دست تو آن ملك كیها شده است (۳)
خدایم درین کار فرصت دهاد
مـدان سرسـری هـوشکـن هوش هوش
و گر نه من و کابل و تيـغ تـيـز
بمهر و بمـاه و بـه چـرخ بـلـنـد
نه غزنی گزارم نه کابل زمین
كه كـهـار كـا بل پرد بر فلك
بایران وتو ران فـتـد ولولـه
فتد خـاك شـوره به دریـای شـور
دهم داد مردی و مرد افـکـنـی
که از توپ ها کوه سحرا کـنـم
برستی زه ستی مـجـو كـارزار
سپاهی وجـاهـی وسیم و زری
زرت کو سپه کو سپهدار کو ؟
پیاده تنی چند آری به جنگ
بتامی رخ از عرصه ناخورده گشت
بدست تهی مردم از ره بری
دم نقد یا بـعـد شمشـيـر تيـز
گرسنه چه مردی کند در نبرد
که پیش از دو صد ساله از ماشده است
(۱) گویند : یکی از جانشینان نانك است كه فرقۀ سيك امروزی را بوجود آورده و زمانی بر علیه
اورنگ زیب شهنشاه مغولی هند قيام كرده است . نانك : پیشوای مذهبی سيك است که در
يك خانه وارۀ هند و در پنجاب بدنیا آمد نامبرده پس از مسافرت های طولانی و ادای مراسم حج
باین عقیده رسید که بت پرستی کاری است غلط ومردم را شدیدا ازین کارنهی ووحدانيت
را تلقین می نمود و از بین فرقه هند و گروهی بوجود آورد كه بنام سيك ياد ميشود .
(۲) دده ، زبـانـگ شتر ناله و زنگله .
(۳) كیـها: مطلب شاعر از افغانستان یا آریانای قدیم است که اولین سلاله شاهی آریائی
آن سلسلة كیانیان يعنی كی ها می باشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
