Machine transcription
(٢٢٦)
بپرسیدم از مردم هوشیار که بودند باشندۀ آن دیار
در اخبار بود اختلاف کلام بهم داده تطبیق گفتم تمام
من از خود جز آرایش بزم خویش نگفتم درین قصه يك نكته بيش
بود گر بود اختلاف سخن ضما ندار آن راوی من نه من
نکردم من این داستان بهر زر که بهر خزف کس نریزد گهر
بــانواع تشویش و در ماندگی غم واحتیاج ویرا گندگی
دلم جوش عشق اندرین کار داشت کشید این جواهر که در بار داشت
چو باشد طبیعت زرنج ومحن پریشان پریشان برآید سخن
ازین پیش کز نامه ها گفته اند بمشت زری گوهری سفته اند
زفــكر سخن روح یابد ضرر کند تازه اش باز امید زر
که زر باعث جبر نقصان اوست بتفریح آنی که درشان اوست
سخن سنج چون طایر بی پراست که بالش بودسیم وزرشهپر است
چو مردم دلم جمع بودی اگر سخن داشتی طمطراق دگر
مرا از کسی نیست امید زر چو لاله خورم منت خون جگر
فروشم گهر مقصدم سود نیست نگاهم سوی دست محمود نیست
غرض زین سخن آنکه در روزگار بماند ز من نکته یاد گار
بجولا نـگری طبع چا لاك من درآورد گلگون ادراك من
سوی عرصۀ همت آورد روی زهر شهسوار سخن برد گوی
بـيك نيزۀ خـامه ملك سخن گرفتم بصد جهد ورنج ومحن
چو از فتح او بر سر افسر زدم دهل بر درخان اکبر زدم
درین نامه چون رستم نامدار بود تا ابد نام او یاد گار
چومن این چنین خورده خون جگر زدم نام او بر نگین ظفر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
