Machine transcription
(۲۳۱)
دگر کس حدیثی دگر گون شمرد که شب خان شیرین ز زندان برون
ملك زاده اندر سپاه فرنگ فرستاد و خود ماند قایم بجنگ
در افشار با پنچصد و يك هزار زقوم جوان شیر و مردان کار
شده متفق با سپاه فرنگ سر کینه افراشت همچون پلنگ
دگر خواست اکبر که ناهمچومیغ کشد آتش فتنه را ز آب تیغ
به پیش محمد زمان خان نخست غبار دلش زاب پوزش بشست
عمو زادگان را نوازش نمود بهر کس درستی و سازش نمود
فرستاد سلطان سوی قندهار که تا دشمنان بر کشد زان دیار
خود آمد بلشکر شتابان بجنگ سوی خان شیرین و فوج فرنگ
ز نعل سمندان زمین شد ستوه بجنبید هامون بلر زید کوه
نماند اینجهان شد جهان دگر زمین دگر آسمان دگر
پی غرق فرعون و فرعونیان شد از تو پنهارود نیل روان
ز آسیب گردن و گردن کشان نمی ماند از کوه ها مون نشان
چولشکر رسانید برجای جنگ بیاسود گرد از دویدن در نگ
بدشمن نبود آنچنان زور دست که میکرد جائی قرار و نشست
بپر خاش شیران روئینه چنگ مقابل ستادی بمیدان جنگ
دلیران بار کرمی کینه خواه ازین سو شدندی به پیکارگاه
ز بد خواه چون یافتندی سراغ چه در دشت و هامون چه در کوه و راغ
پلنگ افگنان آشکار و نهان شدندی زدندی به تیغ و سنان
کشیدندی از خاك بدخواه گرد لرستی زصد مرد يك شیر مرد
سپاه فرنگی زجان ناامید هراسان ولرزان چواز باد بید
همه منفعل گشته و شرمسار که بیرون چرا آمدیم از حصار
شدند از خیال نبرد و ستیز فتادند در فکر راه گریز
درین روزها قاصد تیز گام رسید از امیر بلند احتشام ( ۱ )
( ۱ ) مطلب از امیر ، امیر دوست محمد خان میباشد ، که درین وقت در هند بوده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
