Machine transcription
(٢٢٥)
برون تر ز آب و درون پر شرر
کسی را دران جای قهر و عتاب
ز شرمندگی سر در افگنده پیش
سخن مختصر کرد شهزاده بند
بیا ساقیا بهر دفع ملال
که در وصف آن باده پر طرب
چو شد قصه کابلستان تمام
برانم که اکنون بیام امیر
زبان خشک و لب تر ز خون جگر
نه روی شفاعت نه تاب جواب
بماندند دلریش و خاطر پریش
بزندان فرستاد خوار و نژند
بده باده خوش گوار و حلال
بیان کرده ام شوی بنت العنب
مبر از اغراق و طول کلام
رسانم بر اکبر شیر گیر
خلاصی یافتن شهزاده و گریختن او بملك فرنگ و استقامت کردن
خانشیرین با لشکر خود و فوج فرنگیان در مکان افشار و بر آمدن محمد اکبر خان
بجنگ او و رسیدن نامه دوست محمد خان به اکبر خان و رفتن او در خلم
چو آید فلك بر سر یاوری
بهاری در آرد بباغ امید
گشاده شود هر دری بسی کلید
کند کارهائی که باشد محال
چو افتاد از دور چرخ بلند
چه گویم که از دور گیتی چه دید
کنم گر بشرح و بیانش تلاش
ز تفتیش آن به که دم در کشی
پس از محنت و رنج های دراز
مگر ساز شی کرد با پاسبان
رها شد ز زندان تاريك و تنگ
کند آنچه نبود بکس باوری
که گل سر و بر میدهد شاخ بید (۱)
ز هر جانب آسایش آید پدید
نگنجد در ادراك و و هم و خیال
چو شهباز شهزاده در پای بند
چه انواع خواری بزندان کشید
شود اهل انصاف را دل خراش
که کردم ادا جمله در خامشی
فلك باز کردش در لطف باز
و یا غافلش کرد و رفت از میان
گریزان شد اندر سپاه فرنگ (۲)
(۱) – تصحیح خ : که گل سر بر آرد زهر شاخ بید .
(۲) - چون فتح جنگ احساس نمود که او را به جرم این خیانت ملی خواهند کشت
بنابران در صدد فرار برآمد و شب هنگام به همدستی محمد زمان نام سقف زندان
را شکافته بیاری او و چند نفر دیگر از راه بام فرار کرد و از دروازه خونی قلعه
بالاحصار برون آمده به چند اول پناه آورده از آنجا به لهو گرد، و بعداً به جلال آباد به نزد
جنرال پالك انگلیس پناه برد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
