Machine transcription
(٢١٦)
فلما چه سر دست شد فتنه ساز
چواز خشم غریبین در آمد بتاب
ز بس کشمکش اندران دارو گیر
کمان در بخت هر گوشه دریای خون
زشیران آشفته بر خاست شور
ز فرق سپر تیغ روشن گهر
دوانده سمندان زسر تا به سم
بچشم زره تیر مژگان شده
چومقراضه در دل شدی جایگیر (١)
چو آن فتنه شیطان برانگیخته
ازان رزم گردون زروی شگفت
بد شمن زدی اکبر چیره دست
کسی را بضرب کمر کش نرد
نزد تیغ بر تارك هیچ مرد
یکی داشت بحران سرسام مرګ
یکی را چنان تیر زد بر جگر
یکی را بزد بر کمر بند دست
بسا پیل سرمست از پا فگند
ز مردان بدو کس برا بر نشد
ز دی تیغ سلطان روشن گهر
ز تیغ جها نسوز چون آفتاب
بهر سو که در حمله میتافت روی
گرش فیل پیش آمدی در نبرد
تو گفتی که بود اژدهای عظیم
که گو بند کوته بود فتنه باز
شده گو له سرب را زهره آب
کمان گوشه بگرفت بکریخت تیر
زکج راستی مشکل آید برون
کفا دند بر یکد یگر ست زور
زدی دم زاعجاز شق القمر
زخون سرخ چون ازحنا بال ودم
دل پر دلان پر زپیکان شده
نمو دی چو در شست ماهی اسیر
خود از بیم شمشیر بگریخته
ز ماه نو انگشت بر لب گرفت
دو دستی بشمشیر چون فیل مست
که بر پا سر خصم سر کش نرد
که تا اسپ دردم دو نیمش نکرد
بشر یان زدش نشتر بید بر گ
درورفته کرد از دگر کس گذر
برآورده زد استخوانش شکست
زبس گردنان گردن از بن بکند
و گز شد از ان شیر جان برنشد
چپ ورا ست بر دشمن كینه ور
بیا ور دهر سو جهانی بتاب
ز خون هز بران همیرا ند جوی
بیکضرب تیغش نشاندی بگرد
پی جان دشمن بلا ئی عظیم
(١) - مقراضه : بمعنی نوعی از پیکان دوشاخه .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
