Machine transcription
(٢١٧)
رمیدند از و شیر مردان همه چو از دیدن شیر غران رمه
شجاع شجاع افگن بیستن بشد دو له پر دل و صف شکن
خرو شنده مانند شیر در ی بمیدان شده گرم جولا نگری
سوار سمندی شتابان چو رخش به تیغ درخشان چو رخشان درخش
به تیغ و تبر زین و خنجر زدند بهر گوشه خیلی بهم بر زدند
ز بس خون که از شیر مردان چکید نم خون به تخت الثری در رسید
زتیغ هز بران پر خاش گر فگند از کمر ترک گردون سپر
زمر دان و گردان پرخاشجوی چپ و راست برخاست این های وهوی
که گیر و ببند و بکوب و بزن بیار و بدار و ببر آرو فگن
فلک از شفق ریخت خون جگر که اوخ چه بینم به پیر انه سر
گهی لشکر اندک و گاه بیش ز سختی شدی گاه پس گاه پیش
شدندی زغیرت دگر سخت گوش زد ندی بهم از سر خشم جوش
همه روز بود اینچنین گیر و دار نشد هیچکس عاجز از کارزار
در آخر سپاه ملک روی تافت بدتبال شان فوج اکبر شتافت
ظفر بر سپاه کم و بیش نیست عطائی است این در کف خویش نیست
هزیمت بخوردند زانسان که کس نکرد از دلیران نظر باز پس
شکستی کزانسان ندیده بخواب ز ایرا نیان فوج افرا سیاب
هزیمت بمر دان چالاک و چست چو افتد بیفتد شکست درست
چو کاشانه لج گشت یکسو گرای دگر راست نا در بماند بپای
گرفتند هنگام جنگ و گریز به دندار قبضه سر تیغ تیز
شجاعت ز دل هوش شان شد زسر سپر تیغ شد تیغ گشته سپر
در ادبار بر گشته گردد سلاح غلط نیست در مردم این اصطلاح
خزیدن از سختی کار ز ار ته دامن از کوه با لا حصار
شد از کوه سنگین صدا کاین زمان ته دامن نیست جای امان
بسوی بلندی گر یزان شدند چورو باه افتان و خیزان شدند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
