Machine transcription
( ۲۰۸ )
نوحه کردن زن شه شجاع در فراق شاه و لشکر آرائی کردن
محمد امین خان لشکر در پشاور انگیختن او فتح جنگ پسر شه شجاع را
و مصاف کردن او با لشکر محمد زمان خان و رسیدن اکبر خان از تیژین بمدد
محمد زمان خان و عاجز ساختن امین خانرا و در آمدن او ببالا حصار
بملك جهان فتنه بر هم زند (۱) همین فتنه بنیاد عالم کند
در آید بلا از ره فتنه ها بود فتنه سر رشته فتنه ها
ملك روح و ملك است مانند تن کجا زنده بی روح باشد بدن
ز مرگ کسان خانه بر هم شود ز مرگ ملك ملك در هم شود
چنین گوید آن راوی هوشیار ز آثار و اخبار کابل دیار
که چون شه شجاع از جهان دیده بست همه شهر کابل بما تم نشست
جهان گشت در چشم مردم سیاه بر آمد ز هر دودمان دود آه
ز مستورگان حرم های و هوی بر آمد چو سنبل کشیدند موی (۲)
ز لولوی چشم در افشان شان شده پر گهر جیب و دامان شان
فزون از همه بود بانوی شاه چو ماهی طپان بر سر خاك راه
ز نرگس چنان شبنم لاله گون روان گشته کز آهوی کشته خون
ز بیخ آنچنان زلف و کاکل بکند تو گوئی سمن کشت و سنبل بکند
چو گل جامه ها تا بدامن درید چو غنچه لب از عقد شبنم گزید
همیگفت آها ز بیداد مرگ (۳) که شمعی چنین گل شد از باد مرگ
دریغ آن بزرگی و اقبال و بخت دریغ آن سرو افسر و تاج و تخت
زلیخا بیا حال زارم ببین پریشا نی روزگارم ببین
حدیث فراق دو یوسف کنیم دمی همدمی در تاسف کنیم
جگر خسته شیرین مسکین بیا دمی پیش من بهر تسکین بیا
سخنهای هجر دو خسرو کنیم بهم گریه زین ماتم نو کنیم
(۱) - اگر کشوری فتنه بر هم زند .
(۲) - تصحیح خ : بر آمد به گردون و کندند موی
(۳) - « » : همیگفت هی هی ز بیداد مرگ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
