Machine transcription
(۲۰۲)
بگفتند كين تند شير ژيان ز بار گرانها ست پور زمان
بچرخ برین نازد از ارتفاع لقب دولت و نام دارد شجاع (۱)
جواني قوى بال و آراسته است بكابل زلو رستمي خاسته است
شهنشه چو كرد اين حكايت بكوش ز تنديش خون در تن آمد بجوش
بتيزی و تندی و آشفتگی بسى گفت كفتا ز ناگفتنی
كه اين سر كشانرا فلك در طز نباید كي آید چومن کس دگر
زبار گرانها دلم خون شد است بسف سینه من جگر دون شد است
گر از اکبرم بر جگر داغ شد ازین ديگرم داغ بر داغ شد
زتمثالان فرس دارم چو گرگ مزا بد ازين فتنه های بزرگ
کجا سر فرو ريش فتوی دهد که پیش کسی سر بخدمت نهد
فلك بين كه چون سفله پرور شد است که با شاه چاكر برابر شد است
كیفوق چیست در شاه و چاكر تميز كه فرقى نماند است در نام نيز (۲)
بفراش فرمود تا رفت زود بیفكند دامان خرگه فرود
بدربان بفرمود اندر نهان كه آید چو پور محمد زمان
زبيرون نباید که راهش دهی رسیدن درین بارگاهش دهی
شجاع دلاور چو آنجا رسيد چپ و راست آواز در بان شنید
که پس باش كاينوقت بار سلام نمانده است و شد رخصت خاص و عام
ز اشغال شاهي شه سر فراز بر آسود لختی کند پا دراز
شجاع پلنگ افكن پیل تن از بن غصه پيچيد بر خويشتن
باندوه جانسوز دمسا ز گشت چو برق آتش افشان روان باز گشت
چو دريا همیشه بتندی و جوش خزان خشم گفتش کسی زیر گوش
(۱) منظور از شجاع الدوله بن محمد زمانخان بارکزائی است که در صفحات گذشته از محمد زمانخان ذکری رفته و معرفی گردیده است.
(۲) مطلب شاعر اینست که شه شجاع الملک گفت نه تنها در بین من و شجاع الدوله در فروشگاه شاهی فرقی دیده نمی شود بلکه نام خود را نیز با من قرین ساخته است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
