Machine transcription
(۴۰۱)
و گر من خموشم نکو شم بکار بدلهای مردم نشیند غبار
که شاه اندرین کار سستی کند بمردم در آزار چستی کند
کنون عزم دارم که فردا کبر ببندم بر آیم بوقت سحر
روم تا به بندم در کار زار برآرم سیاه فرنگ از دمار
اگر از سر آشتی بشنوند نخواهند کز ملک بیرون شوند
سرو گردن شان بر آورده بدار (۱) دگر گونه کوشم بتدبیر کار
مددگاری کلم اکبر کنم ز رفعت بگردون سرش بر کنم
نواز شگر بهای شاهی کنم بصد معذرت عذر خواهی کنم
فروشویم از خاطرش گرد کین رسانم سرش بر سپهر برین
بگویم به آن سر گروه یلان که دلهای شان را ز توپ کلان
بخواهد بگوله زدان کرد نرم که آهن به آهن توان کرد نرم
چو روز دگر شد انجم سپاه زده بر سر از نور زرین کلاه
بر آمد ز بالا حصار فلك بسر سبزی آراست کاخ ملك
شد از تخم انجم چو فصل بهار زمین فلك سبز چون سبزه زار
شهنشه بر آمد بصد احتشام بر آراسته ساق لشكر تمام
ز رفعت كلاه بر سر ماه زد به نزد صیه سنگ خرگاه زد
بفرمود کایند سر لشکران پی عرض لشکر کران تا کران
همه دسته داران لشکر پناه فرا هم شدند امیران بارگاه
به آئین خود هر یکی نزد شاه همیرفت و میداد عرض سپاه
چو نوبت بپور زمان خان رسید شهنشاه از دور سویش بدید
بپرسید از حاضران کیست این که مشت ز رأفت نهد بر زمین
رود تند شیر بی ترس و باك چودمسیچه يكبار گذارد بخاك (۲)
بلندی و پستی چو فیل دمان تله بپرد کند ناز بر آسمان
(۱) صحیح خ : بسنگ آورم بر سر شان فشار
(۲) دمسپچه : پرنده کوچکی است که در عربی آن را صعوه گویند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
