Machine transcription
(۱۹۳)
سپاه فرنگی کمربسته چست چو بیمار افتان و خیزان و سست
برون آمدند از میان حصار ولی با همه آلت کار زار
گران آنچه دیدند بگذاشتند سبك جمله با خویش بر داشتند
ببستند چون غنچه زر در کمر نسارند بر طمع اکبر نظر
زدیگر طرف خان دا را حشم برآمد بجاه و سپاه وخدم
سپاه فرنگی بزه پیش راند قضا بدرقه داد و خود پس بماند
زحدسبه سنگ چون در شدند همه غرق در برف تا سر شدند
بتا راج شان چرخ بکشاد دست هواست و بسازد زمین پای بست
چو در برف گشتند یکسر غرق فلک گفت ذوقوا عذاب الحریق
بیامدزيك گوشه باد شمال بگردن در افگند از کو شوال
بگفتند نامرده ساه فرنگ کزین باد خوب است باد فرنگ
یکی بازر افتاد اندرمغاك تو گفتی که قارون فرو شد به خاک
یکی از طمع برف سیمین چودید زخامی به جیب و کنارش کشید
یکی بر سر آبدان زد قدم زیر بخش آب کرد آبدم
یکی شد فرو همچو خر در و حل (۱) نجنبید تا برد خواب اجل (۲)
بغارت کمر بسته غارت گران پدیدار گشتند از هر کران
کشیدند رخت از تن مردگان بردند کالای افسردگان
نپرداخت اکبر باحوال شان که دانست گرزندهزین سر کشان
بماند کسی باز آید بجنگ رود از دلش باد این روز تنگ
( ۱ ) ـ وحل به معنی گل ولای و در گل ولای افتادن
( ۲ ) ـ تصحیح ح : که او را نجو شید کس جزاجل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
