Machine transcription
(۱۸۸)
بگردون چنان موج خون سر کشید که شیر فلك سر بسر در کشید (۱)
در آندم که بودند مانند شیر بهم در کشا کش دو مرد دلیر
رسیدند ترکان جفنگی فراز شده پای شان بسته از ترکتاز
شدند آب از بیم رخشنده تیغ چو از تاب برق درخشنده میغ
نجنبید یکتن نه سر بر فراشت تو گفتی که جان در بدن کس نداشت
نه یارا که تازد کسی سوی جنگ نه زهره که در کف بگیرد تفنگ
دلیران کابل چو شیران نر گرفتند پس ماندگان دگر
ببردند با لاشه سر کشان بمنزلگه (۲) خویشتن با کشان
چنان کشتگانرا کشان و دوان که صید گرانرا هنر بر جوان
بیاویختند آند و سر کش بپا بیازارها تن جدا سر جدا
بدیگر دوتن زنده در گور جای نمودند یعنی که زندان سرای
ز شادی چنان کابل آمد بجوش که شد قهقهه چشمه زار آبگوش
دهل آمد از شادمانی بجوش ز الحمد لله همه میز د خروش
فتیله چو این مژده در گوش توپ بگفتا بگفتار چه خوب و چه خوب
فغان چار یاری کشید از حصار که دین قوتی یافت زین چار یار
بگوش فلك گشت جوش شلك بخود گفت حمداً عدواً هلك
بده ساقی آن آب یاقوت رنگ زمان دیر شد چیست اکنون درنگ
مکن سرد مهری طلب گرم شد سوال آمد و از میان شرم شد
چو شد قصه لا تنه جفنگی بسر بدانسان که گفتند مردم خبر
کنون گویم از اکبر شیر مرد که دیگر بفوج فرنگی چه کرد
۲ - تصحیح خ ، که شیر فلك سر بخون در کشید
۱ - « : « سوی منزل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
