Machine transcription
(۱۸۷)
زره پوش و شمشیر ها آخته بیا بند با لای ها تاخته
کنون ایمنی شرط تدبیر نیست درین مهلکه جای تا خیر نیست
شکارث با ندازه جستن است بزن ورنه بهر چه بنشستن است
شنید این سخن لاتمه جنگی تمام که آموخته بود پشتو کلام
زبان بست از گفتگو ی وستیز ز جا جست تارو هتد در گریز
بدامان او اکبر نيك كيش بزد دست و بنشاند برجای خویش
بخاک آنچنان کوفت ضرب سرین که در جنبش آمد سرا سر زمین
بگفاش که بنشین کجا میروی بمان تا سخن سر بسر بشنوی
هنوزت حدیثی که پر سید نست نپر سیده ام از چه ترسیدن است
ولی لاتمه جنگی رهائی زبند همیخواست چون صید اندر کمند
دران کشمکش از سرداغ ودرد طمانچه زدن را بسی سعی کرد
ولی آن سیه دل خروشی اگرد بفر یاد چقماق گوشی نکرد
بیامد برون ز آهن تیره رنگ شرر هر قدر در زدر سر بسنگ
طمانچه که از بهر جان حسود فرنگی بصد کینه پر کرده بود
بکف داشت اکبر برآورد وزد فلك گفت بد خواه را این سزد
قضا از پسش گفت کای سینه ریش ترا کرده خو یش آمد به پیش
چودشمن سر خاك خواری فگند برآورد تیغ آن یل زور مند
برید. سرش باز ز خم دگر بچالاك دستی بزد برتریور (۱)
برش چون ز کف رفته چوگان فتاد سرش همچو کوئی بمیدان فتاد
۱- باید مطابق دیگر جاها ترن خوانده شود تا وزن برابر باشد .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
