Machine transcription
(۱۷۹)
گر ین سر کشان بسته دست آوری بر او رنگ شا هی نشست آوری
ور از دشمنان برنیاری دما ر نه بینی درین بوم و کشو ر قـرار
جوابش بگفتا کبیر نامـدار که ای نامور مهتر روز گار
اگر زین دلت آتش افروخته است دلم از دلت بیشتر سوخته است
مرا نیز مغزی است در زیر پوست شناسم بد از نيك و دشمن زدوست
از ین اولها نم جگر خون شده است ز دل چون بگویم که او چون شده است
ز اطوار و کردار شان بیشکی پدیدار شد بر تو و از صد یکی
مرا آ گہی زان ایاعن جداست خبرنيك دارم که تا چون بد است
زین بیخ خصمان بر آ وردمی چو شیر ژیان خون شان خوردمی
ولی بی زروبین كس و يك تنم بزور آوران پنجه چون ا فگنم
نه در زیر فرمان مرا لشکری است نه مالی نه گنجی نه سیم وزری است
ز لشکر غمی نیست چون زر بود که لشکر بزر زو بلنکـر بـو د
چو آن نامدار فرنگی نژاد شنید این حکایت زبان بر کشاد
بگفتش چه اندیشه داری ززر بگو هر چه خوا هی بگیر و ببر
بخواهی اگر بر کشم درزمان زدینار و زر تـو ده تـا آسمان
نگهدار لشکر ززرغـم مدار که گرصد بخوا هی د هم صد هزار
چو این گفت گنجینه را در کشاد ززر بدره ها پیش آورد و داد
شنیدم عدد داشت نهصد هزار مرا بیگنه در شما رش مدار (۱)
زر اکبـری چون با کبیر رساند دگر ا کبیر از لعل گوهر فشا ند
کها کـنون ز کین آوران غم مدار از ین پس من و دشمن و کـار زار
(۱) ـ د. نسخه « د» كـلمه مدار بصورت شمار آمده وقـ لبا به صحت قرین تر است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
