Machine transcription
( ۱۷۸ )
چو پا در حصار فرنگی نهاد زشادی بهر گوشه غوغا فتاد
روان پیشوالا شه جنگی دوید چو سرور وان در کنارش کشید
چو مضمون عالی بکرسی نشاند بالفاظ شیرین ثنایش بخواند
که احسنت ای سرور سرفراز بسان پدر صادق و راست باز
زهی بی بها گوهر شاهوار متاع گرانمایۀ این دیار
من از ناشناسی خریدم خزف در قیمتی مفت دادم ز کف
زسودای خر مهره های خسیس شد از دست در دانه های نفیس
نگهداشتم سفله گان دیار که خست نمودند انجام کار
نمود انجره در نگاهم شگفت (۱) ببستم از و دسته دستم گرفت
بگفتم بصد التجا با امیر که بر شغل خود باز شو جا بگیر
ولیکن چو زین کشور آزرده بود دغا های این ابلهان خورده بود
پسندید در ملک بیگانه جای چو کرسف زد این ابلهانرا بپای
بدل داشتم تاز هند آرمش همه دشمنان بسته بسیار مش
ولیکن چوره بود دور و دراز بتاخیر و تعطیل می ماند باز
ستایش خدارا که از لطف و جود بروی تو ابواب دولت کشود
ززندان سرائی بخارا رهاند درین سر زمین بیگمانت رساند
قدوم تو از راه فرخندگی ببخشید ما را زسر زندگی
خدا زنده جـاودان دار دت همه دشمنان زیر پای آردت
ازین پس نکوخواه خویشم شمار زمغز مخالف بر آورد مار
ترا ریسمان آسمان بلند بکف داد دشمن بگیر و به بند
پلنگی تو خصمان روباه باز بجنگت آرمانند روباه باز
که تا یادشان خواهد آمد بدیر که آخر بود بچه شیر شیر
۱- چون انجره در لغت فعلا فهمیده نشده بنا بر ان توسطه شاعلی خچنین تصیحی گردید
نموده مغیلان بچشم شگفت
۲- کرسف بمعنی پنبه و لیق دوا شاست این کلمه چندان مناسب دیده نشد
چنین تصحح شد زد این ابلهان دغل را بپای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
