Machine transcription
(109)
بژوبین و شمشیر و تیغ و تبر
نمودند گبر وزمین را خبر
بدیهسان دهاده کنان تا حصار (1)
رساندند و گشتند از کار زار
بفیروزی وفتح واقبال وجاه
نشستند در حمد و شکر اله
شهنشاه به تمکین وجاه ووقار
صعیدید بالای بالا حصار
بمردند بسیار مردم بجنگ
ولیکن فزونتر سپاه فرنگ
ولی یکقدم بر نیامد به پیش
که بودش خبر از حریفان خویش
مگر آنکه زد از حصار بلند
بسی توپ د بر کس نیامد گزند
بده ساقیا جامی از جای نغز
که نیروی تن باشد وقوت مغز
سزد گر مرا ساغر پردهی
که از بس سخن گشت مغزم تهی
سخن پیش تو گر شکرخورد است
سخن نیست خون جگر خورد است
چو این فتح کردم به تیغ زبان
رساندم بسر قصة شمس خان
کنون جنگ عبدالله نامور
بگویم که چون کرد بار دگر
توپ اندازی کردن کابلیان از پشته بیمارو وقعه محمود بجانب فرنگیان
و عاجز شدن فرنگیان (2)
چو دشمن ببازو نیا ری شکست
همی باید اندربغل داشت دست
دم سستتر باز در مردانگی
نه مردی بود بلکه دیوانگی
بمیدان ناورد چون با حسود
بجنگ آوری بر نیائی چه سود
که در بسته دندان بهم بوزنی
زرد زن بجهل وجنون سر زنی
شنیدم که شدلانبه جنگی زبون
زشمشیر افغان دلش گشت خون
چو بیمار شد از رخش آب و رنگ
زاندوه بروی جهان گشت تنگ
(1) - دهاده اصطلاحا" به معنی جنگ وجدل .
(2) در نسخه د چنین عنوان داده شده : «درباره چاره جستن عبدالله خان اچکزائی
در قلعه بند بودن لشکر فرنگیان و بیرون بر آمدن لشکر فرنگ از قلعه به جهت جنگ وباز
هزیمت خوردن فرنگیان »
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
