Machine transcription
(١٦٠)
زاندیشه دشمنش در حصار نه روی در نگی نه رای قرار
نه زهره که آید بدشت نبرد کند جنگجوئی بمر دان مرد
شب و روز بر اهل آن سرزمین زدی تو پها از سر خشم و کین
زباریدن کو له های فرنگ همه اهل کابل بيا ورد تنگ
شنیدم که آن گوله كوچك دهان بود چون بلا غن تهی از میان
زباروت پر کرده هنگام جنگ بتوپ اندر آرندش اهل فرنگ
چومی افتد اندر صف کارزار بر قصد بر آرد ز مردم دمار
فرنگی چو آن گوله های شگفت سوئی شهر کابل فکندن گرفت
چو خمپاره آن گلو له آتشین زدی چرخ ها در یسار و یمین
بر آور دی از کوه وبازار گرد همیکشت تا آنکه میکشت سرد
کسان رفته برداشتندی ز خاك نکردندی اندیشه از هلاك
بسی گوله از خاك برداشتند فراهم نمودند نگهد اشتند
ملک هم پی رفع شرمند گی همیکرد اظها ری از زندگی
ز دی تو پها از فراز حصار بر آوردی از خاك کابل دمار
دگر باره آن شاه گردون شکوه بسی شد ز جنگی فرنگی ستوه
بز رگان کابل پی دفع شر فتا دند در چاره سازی دگر
یکی پشته بیما روش بو د نام بر فعت بغا یت ، بو سعت تمام
ازان تا فر نگی زتوپ کلان يك آما جکه بود اندر میان
بسر کوبی دشمن جا نستان کشیدند بروی سه توپ کلان
دلیران جنگ آو رو ز ورمند نشا ندندبر جا یگاه بلند
دگر سو قریب فرنگی حصار کهن قلعه بو د بسی قلعه دار
بغا یت قوی حصن محمو د نام گزیده در دهارو عقرب مقام
مطبعه (عمو می) جلد دوم سراج التوا ریخ مطبع دار السلطنه کابل (۱۰۰۰) نسخه ۲۲-۴-۲۶
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
