Machine transcription
( ۱۰۰ )
که مسکین بحالش کند آشکار (۱) ستمگر تا صف خورد بر کشار
شنیدم که گردان کابل زمین چو کشتند بر نی بشمشیر کین
بر ستند از دشمن بد گهر بیفتاد در دست شان سیم و زر
ز کم یا بی غله و قحط نان همه کس نظر داشت برغله دان
بزرگان دین پرور و نامور در اندیشه بودند با همدگر
که بر غله دان حمله آوریم به نیروی مردی بیغما بریم
که تا غازیان را درین تر کتاز مهیا بود تو شه و برگ و ساز
دگر قحط افتد بفوج فرنگ بیا بند از روزی تنگ تنگ
هنوز آن بزرگان بتدبیر کار که این ما جرا شهره شد در دیار
بیکبار شد ازدحام عوم دام بجوش آمده بر زن و کوی و بام
چپ و راست نادیده رفتند پیش نه آگه که هست اندرین نوش نیش
بخود هر یکی داشت خيك و جوال با مید یغمای مال و منال
چو نزد يك رفتند از غله دان زدان دور بندوق و شاهین فغان
که ای شوخ چشمان بما نید پس که هست اندر ینخانه هم نیز کس (۲)
خبر دار شد لا تهه مغرور ومست که برغله دان دشمن آورد دست
ز تر کی سپاهان جنگی سوار (۳) فرستا د شمشیر زن یکهزار
همه غرق آهن ز پا تا به سر سلحشور و پر زور چون شیر نر
چو سیلاب جوشان خروشان چو ابر چو تندر غریوان شتابان چو ببر
سوی اهل کا بل نهادند روی بگردون شد از مردوزنهای وهوی
شمر دندا ز بیم شمشیر تیز غنیمت تر از صد غنیمت گریز
بطر ز هز یمت گریزان شدند چپ وراست افتان و خیزان شدند
مکرسی ويك تن ز غلجا ئیان که ماندند در قعر خندق نهان
چو ترکان نظر داشت سوی دگر نکردند در قعر خندق نظر
(۱) ـ نسخه « د » : که مسکین چو مالش برد آشکار
(۲) ـ تصیح خ : که است اندرین قلعه دان نیز کس
(۳) ـ مصنف در همه جا عساکر انگلیس را ترك گفته شك نيست كه باصطلاح
اهل ادب دلاور و شجاع را اراده کرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
