Machine transcription
( ١٤٩ )
ازان ابر بارید باران بر ك حبابش سرو نیم سر ها و ترك
سپاه فرنگاندران جای تنگ چو صیدی گرفتار در پالھنگ
زجان دست شسته بجنگ و نبرد بمقدور خود ھیچکس کم نکرد (١)
ولیکن چو بود آسمان و زمین بر آنھا کمر بسته خشم و کین
بدید ند کوتاه دست ستیز نھادند ناچار رو در گریز
شریف دلاور بپا صد سوار به تیغ آمده اندران گیرودار
نماند . بشھر از فرنگی سپاه مکر لشکر لانپه جنگی و شاه
شداز ترس لاحول خوان شھریار قوی بست درھای بالا حصار
ننگھبانی خویش کردن گرفت غمین گشت وافسوس خوردن گرفت
به بنگاه خود لانپه جنگی مدام حقیقت شنیدی و دیدی تمام
ولیکن نه جنبیدی از جای خویش نه بھرمـدد کس فرستاد پیش
که انگاشت آن زیرك ذوفنون که من ھم زینکه کر آیم برون
شود ھیبت خسروی را خلل نماند دگر آشتی را محل
و گر باز مانم قدم پس کنم توانم که اصلاح ھر کژ کنم
خیالی عجب بست آن فیلسوف بفرهنگ ودانش زھی بروقوف
چوکابل زبرنی بپرداختم به تیغ زبانش سرانداختم
سوی غله دان آرم اکنون شتاب کنم خانه غله داران خراب
بیا ساقی ازچای مغلی ایاغ کرم کن پی دفع ضعف دماغ
که برجای این شربت خوشگوار می وآبحیوان نیاید بکار
تاراج کردن فرنگیان را خوانین کابل بغله دان (٢)
زلومی است ظالم که چون خون خلق بنوشد برآرندش از راه حلق
ھمه دارعالم بيك رنگ نیست ھمیشه فلك بر سر جنگ نیست
اگر ظالمانرا کند یاریء درآزار مسکین مدد کاریء
بس از چند که زیر دستش کند بدالگونه باخاك پستش کند
(١) تصحیح - خ : زمقدور خود کوتھی کس نکرد .
(٢) در نسخه : د:چنین عنوان داده شده : « تاراج گدام وغله دان وقتل فرنگی بدست غازیان »
اکبر نامه ( ١٠٠ ) حلقه بید سر دار محمد یوسف مجمع [ سیدمحمد سرور غازی چیمه علی پور ٢٩-٣-٢٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
