Machine transcription
( ١٤٥ )
چندان موج زن سیل لشکر شد است که گوئی جهانی بهم برشد است
همه حلقه بسته بدر میزند بچستی د و دستی قپر میزند
چو یونس شنید این خبر تند شد چو شمشیر ا و طبع ا و کند شد
ترش کرد پیشانی از خشم و تاب چوطفلی که آشفته خیزد زخواب
به تندیش گفت ای پریشان سخن چه جك میزنی خاك اندر دهن
کرا زورو زهره که از خشم و تاب ز جرات کشد تیغ بر آفتاب
کجا دست افغان پذیر د قرار که تیغ آورد در کف رعشه دار
خیال پر یشان فرا هم کنی جهانی پر یشان و در هم کنی
نترسیدی از تلخی چین من (١) که بردی زسر خواب شیرین من
باین عقل میخواندت شه وزیر بروراه افلاس خود پیش گیر
بدر گاه شاهان ذوالاقتدار چوتویی ادب ژاژ خارا چه کار
ازین پس ترا پیش من بارنیست مرا با چو تو مفتری کار نیست
درین گفتگو باز شخص دگر بسرعت شتابان در آمد ز در
بگفتش که برخیز زین رستخیز مکن گر توانی گریزا گریز
رسید است اينك اجل زیر در تو مخمور بخفته بیخبر
تو کی زنده مانی درین گیرودار که مردم لبابند پیش تو مار
مشور بچه کز خواب خوش با یدت که خواب اجل نیز بربایدت (٢)
چو بشنید یونس بگردن فتاد زبس هیبتش رعشه برتن فتاد
به بیچار گی بادل داغ داغ زر وزن درافگند خودرا بباغ
دویدن ستادن نشستن گرفت فتادن دگر باز جستن گرفت
تمنای رفتن بسوراخ مار همیکرد لیکن نمییافت بار
زسوراخ دیوار میجست راه همیشد نهان زیر برگ گیاه
دلیران کابل بسنگ و تبر ببازوی مردی شکستند در
۱- تصحیح خ، نترسیدی از تلخی خوی من که گفتی چنین حرف برروی من
۲- نسخه «د» و «ح» که خواب اجل باز بر بایدت .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
