Machine transcription
( ١٤٤ )
بيا ساقی از آتش چای ناب بکن ساغری گرم چون آفتاب
که سازم کنون گرم بازار جنگ کنم غارت کنجدان فرنگ
کشته شدن برنس وغارت شدن خزینه فرنگیان وجوش عوام بر فوج فرنگی
بدی میکند هر که کردار خویش سرانجام کارش بدآید به پیش
چه خوش گفته است آن نکو کارمرد کم آزار بیند ، کم آز ار مرد
چو جوئی نکو تخم نیکی بپاش بخو دنيك خواهی بکس بد مباش
بود خوش نما تخم بد وقت کشت ولی بر دهد عاقبت ليك ز شت
خوانین کابل چو نزديك شاه بدیدند بسیار اندك سپاه
محمد زمان گفت با یاوران که ای هوشیاران و نام آوران
ملك كم سپه لانه جنگی است مست ترنم نیوش وصراحی بدست
نشسته است برنس به عجب تمام از ین به دگر وقت باشد کدام
زمان دیر شد جای تاخیر نیست تحمل کز ید ن زتد بیر نیست
مبادا که خر گوش آ گه شود شکارا ز کف ووقت بیگه شود
بتازيد بر برنس بد گهر بسازید کارش بوقت سحر
ز تیغش بپاشید بر چهره آب که تا شوید از چشم او کحل خواب
بايجاب حرف سلاحی که بست خوانین نهادند بر سینه دست
بقصد شبیخون شب چون خروس سحر گه ز پرده فرو کوفت کوس
محمد امین خان و عبدالسلام سوم خان اسکندر نیکنام
دگر خان عبد الله نر ء شیر بجمع اچکز الیسان دلیر
روان در زمان با سه صد کس شدند سوی مسند خاص برنس شدند
چو آنجا رسیدند در ء بند بود نه در بلکه بد خواه در بند بود
وزیر ملك خان عثمان بنام که اکثر بشب کردی آنجا مقام
بیامد ببالین برنس فراز بنرمی برآوردش ازخواب ناز
بدو گفت برخیز وبگریز تیز که شد گرم بازار جنگ و ستیز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
