Machine transcription
بگفت ای فرمق آشفته رای
دغاباز و بدطینت و ژاژ خای
بخوبی ز خوی بدت آگهم
تو خواهی که شه را فریبی دهم
زلفم بسکه گویم بنیرنگ و رنگ
نگیرد پذیره ز من عذر لنگ
بروی زمین هر کجا فتنه است
چو ابلیس غیر از شمول تو نیست
نبودت چو او بار مال و منال
نه اسباب را ندن ز اهل و عیال
کجا باورم آید ای فتنه باز
که ماند سبک از گرانبار باز
درین کار چندان نپرداختی
بدنبال او بیغرض تاختی
همانامد و بار پیوسته
زنیرنگ نقش دگر بسته
گرفت است مهرش گریبان تو
روان باز شد شیر پستان تو
ننگهد اشتی بیدق نا بکار
پی کشت شه آیدت وقت کار
ز سر کا شتی تخم فتنه نهان
خدا تخم تو گم کند از جهان
بفرمود تا افگندش بخاک
تنش را کنند از زدن چاك چاك
ببستند و آویختندش بزیر
چو قصاب قلاب (۱) را گوسپند
چنانش بدن از زدن خون کشاد
تو گفتی که دردم زما در بزاد
چنان ناخنش ریخت گرز با دسخت
بریزند فندق ز شاخ درخت
کشیدند در غل چنان پای او
که پیوست با پای او پای او
بحیدر بفرستاد سوی فرنگ
که روباه لازم بود با پلنگ
دل شه زاندیشه ها شد تهی
بزد طبل شادی و کوس شهی
بفیروزی و فتح و اقبال و بخت
درآمد بکابل برامد بتخت
بیاساقیا چشم رحمت کشای
بسر غم ظهوری توام نمای
شرابی بده کز خمش جم نخورد
فریدون و کاؤس و کی هم نخورد
۱- بضم و تشدیدلام خار آهنی خمیده و حلقه ماننذ که چیزی بدان توان آویخت و به اصطلاح
عوام چنگک است. و اما به فتح و تشدید لام بمعنی متقلب وحیله باز آمده است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
