Machine transcription
( ۹۱ )
کجا آنقدر زهره دارد کلنگ که گیرد به شهباز روئینه چنگ
ملك ازغضب شد به پیلی سوار گذر کرد بر حلقة کـــار زار
سپه را درشتی وتندی نمود زفرط هزاهز (۱) تهور فزود
بیکبارگی حمله ساختند (۲) زمین بر فلك گوئی انداختند
بتندی چوسیل بها ران شدند بیکتن مقابل هزاران شدند
بداستان فشردند در جنگ پای که بردند گردان کابل زجای
دگر باره گردان کابل چو کوه ستادند و کردند دشمن ستوه
بطرز هزیمت بمید ان جنگ قدم باز پس بردفوج فر نگ
همه روز بود اندر ان رستخیز ستیزو گریز و گریز و ستیز
گهی پیش گه پس همی تاختند تو گوئی که چوگان همیباختند
نخو ردی هزیمت چنان هیچکس که دیگر بخته نمدی باز پس
چه وقت دگر حیدر آفتاب بجولا نگری گشت گرم شتاب
تنش سوخته زآتش تاب وتب دوان میکند تیغ رخشان بکف
بسر برده میدان جنگ فلك زخون شد بقم (۳) گونه رنگ فلك
عنان تافت حیدر زدشت نبرد زره گشته آغشته خون و گرد
در آمد بفوج خود اندر حصار کشاد و کشید آلت کار زار
سوی قلعه افضل مگر ره نیافت بيك جالبی پاسبا هان شتافت
ملك نیز بگذشت ازر زمگاه (٤) سخن را ند باسرو را ن سیاه
که گردی چو حیدرنخ یزد دگر زهی شست ودست وزهی کروفر (٥)
بهایران و توران چنین کس نخاست ندانم که شیر است یا اژدهاست
۱- هزاهز : بفتح هردوها جنبش و گرفتگی که از ترس خصم در لشکر افتد.
۲- تصحیح خ ، بیکبارگی آنهمه تاختند.
۳- بمعنی چوب درختی است که برگ آن به برگ درخت بادام میماند وساقش سرخ است
٤- نسخه های مد، مه وم، ،ك، ملك نیز بر گشت ازرزمگاه .
٥- تصحیح خ ، زهی دست و بازو زهی کروفر .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
