Machine transcription
٣٤
و قوة فعلی در معلم و قوه انفعالی در متعلم از جمله قوة فاعلی است و قوه تأثر و قبول
صنعت گفته نمیشود لهذا قید قوه فاعلی لازم است .
و قوة فاعلی زمانی صناعی شده می تواند که این قوه در موضوع خود راسخ
باشد و اعمال بصورت دائمی بوضعیت منتظم ازان صادر شود .
و قوه حالیه که آناً فاناً پیدا میشود و زائل میگردد صنعت گفته نمیشود و
کارهائی که فعل آن زیر سیطرهٔ فکر نباشد هم صنعت نیست مثل تأثیرات طبیعی اشیاء
از قبیل قوه سوزانیدن آتش یا قوة امتداد دهنده حرارت و جمع کننده برودت .
که صنعت بشمار نمیرود وا گر فکر صحیح نباشد مثل سو فسطائی ها
که از تمام بدیهیات منکر است یا اینکه دارای غرض محدو د ا لذات نباشد
مثل اعمال يك جدلی که با هر چیز از راه جدال پیش آمده و تردید
هر دلیل ر امی نماید و تمام فکر خود را در ازالهٔ براهین دگر ها بصرف
میرساند این نیز صنعت نیست زمانیکه در وجود کلی عالم نظر شود انسان
به علم یقین می داند که اکثر صور و کمالات آن زیر اثر قوای طبیعی و احساسی
است از قبیل نشو نما دفع و جذب یا طلب غذا ء و گریختن از اشیائیکه بدن را اذیت می رساند
اما عموم افعال كولی به ترتیب عقلی مرتب میباشد و مقصدها از ترتیب عقلی این است که
غایات و مقاصد ازان مد نظر باشد تا فوائد کمالی که نظام کلی را محافظه می نماید بدست آید.
زیرا عقل بر خلاف حس اول کلی تامی را می بیند بعد ازان بسوی جزئی
تدریجی ترقی می نماید نه برعکس آن .
طوریکه زنده گانی بدون غذاء و لباس انجام نه می پذیرد و غذاء و لباس جز
از زراعت و اهنگری و نجاری صورت نه می بندد. و نان بدون آسیا کردن و پختن بدست
نمی آید هكذا حیات اجتماعی بدون صنائع قوام نه می یابد حیوان قوای دافعه
و جاذبه را در بدن خود از انسان کامل تر دارد لهذا برای بقاء نوع خود
بدون تناسل دیگر خد مت کرده نمی توانند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
