BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 647

Page 647

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 647 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی جلد ثانی (۵۴) فتح یافه و انطاکیه و عکا عزالدین بر ایشان سبقت نموده با کنیزه های خود داخل شد و او را کشتند نورالدین ولد عزالدین ایبک را که دارای ده سال عمر بود بتخت نشانده یکی از غلامان پدر را که قطر نام داشت نایب او نمودند لکن بعد از نیکه تاتار ها بر شام استیلا نمودند اهل حل و عقد مصر چنان صلاح دیدند که نور الدین صغیر را خلع کنند و امیر قطز را مستقلا پادشاه نمایند که بخاطر جمعی با تاتار ها جنگ نماید - درین هنگام شاه مستقل شده و به شاه مظفر اورا لقب دادند و بعد از ان اورا به جهاد روانه نمودند انهم در شام نزدیک چشمه جالوت بارض کنعان به تاتارها مقابل شده و آنها را شکستی داده تعداد زیادی از ایشان اسیر نموده تاتارها همه به قلل کوه فرار نموده در انجا هم زیر شمشیر مسلمان در آمدند و بیبرس را به تعقیب مفررین شان روانه نموده الی اطراف بلاد آنها را تعقیب نمود رئیس جناب تاتارها درین جنگ کشته و پسر آن اسیر شد قطز با عساکر خود بد مشق آمده لشکر مسلمانان را بجانب خود جذب نمود چه از دست تاتار ها بعالم اسلام نقصانی زیادی رسیده و در هر جا که میرسیدند فتح بدست شان بوده و ازین نقطه مسلمانان مأیوس شد هیچ امیدی بدیشان نمانده بود این فیروزی در جمعه بیست و پنجم رمضان سنه شش صد و پنجاه و هشت واقع شد و همینکه قطر بد مشق داخل شد یکجماعه را که به تاتار ها معاونت نموده بودند بدار کشید - چون قطز کارهای شام و حلب را انتظام داد با عساکر خود عزم مصر را نمود امیر بیبرس از قطر خواهش نمود که او را والی حلب سازد قطر قبول نکرده و بیبرس با بعضی امرا قطر بان سوء قصد نموده همراه او از دمشق رهسپار شده انتظار فرصت می بردند و همینکه بیک منزلی صالحیه رسیدند و هم نایب قطز که بمصر بود با عده مستقبلین از صالحیه بر آمده بودند و حینیکه قطز بسواری رهسپار بود که خرگوشی بر آمده بنای گریزر ا گذاشت و شاه به تعقیب آن اسپ را مهمیز نمود بیبرس و خلفاء آن نیز با قطر تاختند تا از سپاه دور شدند بعد از ان یکی ازین نفری به نزد آن آمده در خصوص یکنفر مجرم شفاعت نمود قطز حرف آن را قبول نمود آن شخص هم خیلی امتنان اظهار داشته و آمد که دست های او را به بوسد و حسن بهرسین او را محکم گرفت و بیبرس به شمشیر او را از وه از اسپ پائین نموده کشتند و این واقعه بهفتم ذیقعده همین سال واقع شد - پس از انجام قتل بیبرس در هنگام جلوی عثمانیان موضع چر ا کند در اشتباهات این در بینت که آردی اسلام را نابجا خفا نموده در نیزی اگر چه بخیه بود لکن برو هم قدیم بود صلاح الدین کر دی باید که بعد در اکمال او سزاوار بچه اسلامی نمیداده نام بزرگی خود را در مکن محفوظ یابد معلوم میشود که دنیا نیز مخود در بغل تا صلبی میخانه طریق روحانیت دیمانی نیست داد خداوندان جا بھی شد و لله الحمد مکرراً با همراهان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 647. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/647 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/647
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record