BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 994

Page 994

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 994 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

شماره (اول) سال دوم مجله کابل (٢٠) شاعر شهیر معاصر قاری شاعر شهیر وطن قاری عبدالله خان که در سنه ١٢٨٨ متولد و از آغاز سن تمیز علوم ادبیه شرقیه را از نزد آموز کاران بزرگ وطنی آموخته و بعد از فراغ تحصیل گران بها ترین اوقات عزیز عمر خود را صرف تعلیم و تدریس مکاتب و مدارس عالیه وطنی کرده است و در عین حال لذت بخش ترین فرصت حیات را در اشتغال تالیف و تدوین کتب و رسایل ادبی دانسته ازین رو يك سلسله کتب ادبی مفیدی را که تا امروز تدریس آن معمول مکاتب و مدارس است تالیف و تصنیف کرده است آخرین کتاب او تاریخ مختصر ادبیات فارسی شامل دوره متقدمین و متوسطین ومتاخرین است . علاوه برین در تصحیح و تنقیح دواوین قلمی و نسخه های خطی شعرای گذشته رنج های فراوانی متحمل گردیده واکثر نسخ خطی را بعد از مقابله و تنقیح بخط شیرین وزیبای خود استنساخ کرده است . دیوان این شاعر شهیر در ١٣٠٢ هجری شمسی در مطبع اسلامی لاهور طبع شده ولی قسمت قصاید و مخمسات ورقعات منثور حضرتش تا کنون بطبع نرسیده و امید است که بتوجهات اعلیحضرت عرفان مدار افغانستان در آتیه قریبی طبع شود خلاصه عفت نفس ، رقت قلب ، عفت قلم و زبان، تواضع وانكسار از خصایص فطرتی این ادیب عزیز وطنی بوده و زندگانی پارسایانه ٧٠ ساله خود را تا امروز بيك شرافت وابرومندی تامی بپایان برده است و در حقیقت یکی از بهترین نماینده های سبک شعرای متوسطین و متاخرین حصه آسیای وسطی درین کشور کهستانی میباشد زیرا سبک ملیح وانجام او در غزل فصیح ترین ترجمان و بارز ترین نماینده است از سبك كليم وطالب وصائب و غیره . نمونه کلام غزل شاعرانه شب که آن مه پاره طرح بزم با احباب ریخت بیتو سیل اشک من از بسکه شب بیتاب ریخت سجده گاه چشم مست آن طاق ابروگشته است خواب راحت یکقلم از چشم حیرانم پرید جلوه حسن تو خیلی شسته می آید بچشم ضبط اشك بیقرار از دست مژگان مشکلست مستی سرشار او از جام مالا مال کیست تاکی ای نفس اینقدر گردی عرق ریز تلاش در هوای تو بهار خط ریحان کسی از صفای جلوه خود رونق مهتاب ریخت آنقدر خون شد دلم کز داغ زخم آب ریخت تاکدامین دست قدرت طرح این محراب ریخت فکرمزگان تو خارم تا درخت خواب ریخت بر سر دستت مگر خورشید انور آب ریخت میشود پاشان چو از کف پاره سیماب ریخت محررا مستانه از کف ساغر گرداب ریخت قیمت گوهر نمیماند چو از وی آب ریخت دیده چون ابر بهاری عاقبت سیلاب ریخت دیدم آن دور نگاه و سخت از خود رفته ام چشم او قاری بجام ما شراب ناب ریخت ٢٨

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 994. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/994 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/994
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record