Machine transcription
شماره (اول) سال دوم ملك الشعراء بهار (۲۷)
بخندید بر چهر خورشید روز بشب خفت پیش مه دلفروز
گمان برد مسکین که خورشید و ماه بر او مهر ورزند بیگاه و گاه
ندانست کایدون نه هنگام اوست که برجای می زهر در جام اوست
بناگه طبیعت برآمد ز خواب فرو خفت خورشید و بر شد سحاب
بغرید باد از بر کوهسار بیفتاد تاژو و خم شد چنار
زمانه خنك طبعی آغاز کرد طبیعت بسردی سخن ساز کرد
بیفتاد برف و بیفسرد جوی سیه زاغ در باغ شد بذله گوی
سراسر بیفسرد و پژمرد باغ همان پیش رس گوهر شبچراغ
شکر خند نازش بکنج لبان بیفسرد و دشنامش اندر دهان
چنین است پاداش زود آمدن بامید باطل فرود آمدن
من آن پیش رس غنچۀ تازه ام که هر جا رسیده است آوازه ام
من آن نوگل برگ جان خورده ام بغفلت فریب جهان خورده ام
سبك راه صدساله پیموده ام به بیگاه رخساره بنموده ام
بخونگرمی روز بشگفته ام ز دمسردی شب بخون خفته ام
زبی آبی عرف پژمرده ام زسر مای عادات افسرده ام
نبوده در ایام يك روز شاد نخندیده در باغ يك بامداد
۲۱
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
