Machine transcription
صفحهٔ (٥٩) سال اول - مجله کابل شماره (٦)
با آوردن امثلهٔ مقوله خویش را تائید کند ازان روچند عدد اسمای پشتو (افغانی) و فارسی را که تحریف و تبدیل یافته همدیگرند باستقرار تذکر میدهد : - پلار (پشتو) پدر (فارسی) لور (پ) دختر (ف) سول (پ) سوختن (ف) مور (پ) مادر (ف) پلندر (پ) پدر اندر (ف) .
اروپائیها آرین ها را بقول بارتولد در معنای (هند و اروپائی آسیائی) بدو شاخه منقسم کرده اند :-
اول شعبهٔ هندی ، دوم شعبهٔ ایرانی یعنی آرینهای افغانستان و فارس (ایران حالیه) تا قسمت های شرقی شبه جزیرهٔ (اسیای صغیر) این تقسیمات از روی علائم زبانی است که يك واحدی را تشکیل میدهند . بارتولد میگوید کلمه ایران که در اول ازان بکسر همزه بود بعدها پیدا شده و مضاف الیه صیغهٔ جمع کلمهٔ آریا Airya (Airyânam) است که بمعنی مملکت آریاها میباشد ، این کلمه را برای اولین دفعه در کتاب اراتسفن قرن سوم قبل المیلاد بشکل یونانی آن یعنی Ariane مییابیم سرحد این آریانا بقرار ذیل بود در شرق هند . در شمال سلسله های هندوکوه و سلسله جبال که در غرب آن واقع است در جنوب اوقیانوس هند . سرحد غربی از دروازه خزر یعنی از معبر کوهستانی در خطی که پارت را از مدیا و کارامانیا (کرمان) را از پرسید (فارس) جدا میکند . مستر بیلو میگوید در جغرافیای قدیم فارسی ها مملکت افغانستان را آریا ورتا مینامیدند ، چنانیکه یونانی ها اورا آریا میگفتند .
در کتیبه های داریوش نام ایران بسکنهٔ مملکت فارس اطلاق شده ، ولی بطوریکه پروفیسرمارکورات مستشرق شهیر المان میگوید «قطعات شمال رود آمون مثل خوارزم، سغد (سمرقند، بخارا، چاچ (تاشکند) وغیره (ایران بالا)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
