Machine transcription
( صفحه ۱۳۷ )
سفر نامه چین
( سال ششم )
خود راست کرده که شرح آن در وصف نگنجد و صفت آن عمارت مقدور بیان نیست ، فی الجمله از
در بار گاه تادر بیرون یکهزار و نهصد و بیست و پنج قدم بود ودر درون حرم خود کسی را راه
نبود ، از چپ و راست عمارت در عمارت و سرا در سرا و باغ در باغ و مجموع فرش سنگ تراشیده
(۱) که از خاک چینی پخته اند که مطلقاً جو هر او بسنگ می میماند و مقدار دو بیست یا سیصد
گزطول وعرض ، و هر حوالی که بودسنگ فرش مقدار موئی کج( ۲) شده و ( نه ) پیچیده که کسی
گوید بقلم جدول کشیده اند ، و سنگ تراشیدها ( به ) ازدر و سیمرغ ختای منبت و منقر (۲)
مثل یشم تراشی که آدمی دران حیران می شد ، سنگ تراشی و درود گری و گلکاری و نقاشی
و کاشی (۳) تراشی در مجموع این بلاد هیچ کس ( چون ایشان ) نمی توان کرد مگر (٤) استادان این
بلاد بینند تا با ورکنند وانصاف دهند ، فی الجمله درنیمروز این طوی آخر شد و هر کس بوتاق خو درفتند ،
و در نهم (ه) صفر سحر گاه اسبان آوردند و ایلچیان را پیش بردند و هشت روز بود که
پاد شاه از حرم بیرون رفته (۶) بود و در بیرون شهر خانه سبزی ساخته بود و دران خا نه هیچ
صورت وهیچ بت نبود و پادشاه را عادت بود که هر سال آن چند روز حیوانی نمی خورد و پیش حرم نمی رفت
و کس را پیش خود نمی گذاشت و میگفت که خدای آسمان را عبادت میکنم و بعبادت خود مشغول بود ،
القصه آنروز بازگشته بود و بحرم می آمد و بسیار تجمل وعظمت ولشکر وخدم همراه بود پیلان آرایش کرده
پیش می بردند و محفه (۷) مدور مطلا بردوش گرفته بودند ، علمهای سیاه و سرخ وزرد وسبز و زنگاری
منقش بصورت آفتاب و ماه و ستاره گان وکوه ودریا وخطوط ختای در پس و پیش او ، دیگر نیزه داران
وشمشیر (و) تا بیغ و ژوپین و دورباش وحربه وگرز وشمشیر و تبرزین وجوگانها با زلف دراز و باد بیزن
ختائی و چتر میر (د) نه ، و پنج محفه دیگر آرایش کرده مجموع مطلا بردوش مردم ، و سازها که شرح آن
نمی توان داد بسیار ، ومقدار از پنجهزار (۸) نفرآدمی از پس و پیش پادشاه میرفتند که یکی پیش و یکی
پس بی قاعده زهره نداشتند که بروند ، وکس را زهره نبود که آواز برآرد چنانکه گوئی هیچ متتفس
نیست بجز آوازسازهای ختائیان که دعای پادشاه میگفتند ، چون پادشاه بحرم بیرون رفت بازگشتند و هرکس
بوتاق خود رفتند .
دیگردران ایام رسم ایشان چنانست که شب چراغ میگویند ، هفت شبانه روز ، دراندرون کریاس پادشاه
کوهی از چوب میسازند و روی چوب بشاخ سرو می پوشند چنانکه گوئی کوهی از زمرد است و صدهزار چراغ
تعبیه کرده اند وچند هزار آدمی از مقوی کاغذ ساخته ورنگ چهره وجامه چنا نکه ازدور بآدمی میماند
وریسما نها بران چراغها تعبیه کرده اند وموشکها از نفط ساخته که چون يك چراغ را بر افروختند موشك
بر آن ریسمانهادویدن (۹) گرفت و بهرچراغی که رسیدند روشن شد چنانکه به يك نفس آن چندان چراغها (كه)
از بالای کوه تا پایان (۱۰) هست روشن میشود ، در شهر نیز بردرخانهاودکانها چراغ بسیاری افروزند ودران
(۱) در مطلع بعدش افزوده، وخشت تراشیده (۲) پوشیده شده (۳) مطالع : کاشی کاری (٤) مطلع
اگر (ه) ۹ صفر سنه ٨٢٤ ه ۱۳ فبروی سنه ١٤٢١ع (٦) مطلع : نرفته (۷) اصل انخفه در مطلع
مثل متن (۸) مطلع پنجاه هزار (۹) اصل ، وبدويدن (١٠)اصل : بان ماه ، تصحیح از روی مطلع ،
۱۴۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
