Machine transcription
( صفحه ۱۳۸ ) کابل ( شماره اول و دوم )
هفت روز هر کس هر گناه که می کنند برو نمی گیرند و پادشاه بسیار بخشش میکند و کسانی که با قی
دیوان دارند و بندیان زندان همه را آزاد می کند .
و دران سال منجمان چنان حکم کرده بودند که آتشی پیدا خواهد شد که خانهای پا د شاه را
ازان ضرر رسد بدان سبب شب چراغ [ نه ] ساخته بود اما امرای ختائی بدان وعده شب چراغ
جمع شده بودند و ایشان را طوی داد و انعام فرمود .
در روز یکشنبه سیزدهم سجنلن (۱) آمدند و مجموع ایلچیان را پیش پادشاه بردند و در کریاس
اول نشاند و مجموع خلایق که از هر دیار آمده بودند صد هزار (۲) زیادت جمع گشتند و در کو شك
اول تخت مرصع نهادند و درهای كوشك کشادند و پادشاه بر تخت نشست و مقدار صد هزار آدمی
در پای تخت زانو زدند و سر بر زمین نهادند و بعد ازان بنشستند و نظاره می کردند که تخت دیگر
آوردند بلند (۳) ودرییش روی پادشاه نهادند وسه كس بر بالای تخت بر آمدند و حکمی و یرلیغی
که از پادشاه شنیده بود دو کس آن پرلیغ را نگاه داشتند و یکی بآواز بلند برخواند چنانچه مجموع
خلایق شنیدند اما بزبان ختائی بود و مردم ما فهم نمیکردند و مضمون آن حکم این بود که دهم
این ماه سر سال بود و شب چراغ بود و مجموع بندیان و گناهکاران و آن (٤) کسانیکه باقی دیوان
داشتند بخشیدیم مگر کسی که خون کرده بود و ایلچی تا سه سال به هیچ دیار نرود ، و ز و نقل
( ٥ ) احکام بهر دیار فرستادند ، چون ( ٦ ) آن حکم خوانده شد بجهت تعظیم حکم پاد شاه
چتری آوردند وبرسر احکام داشتند وبر چوبی که آن چوبرا درزر گرفته بودند وحلقه بران بود وطنابی
ابریشمین زرد بران حلقه ، آن (۷) حكم را ازان بالا فرو گذاشتند وچتر بر بالای آن فر و می آید ، و
در پای كوشك مجموع سازها بادهل و دمامه میزدند در فرود آمدن (۸) حكم و دو محفه معللا آماده
بود ، چون آن حكم فرود آمد در يك محفه نهادند و يك محفه از پیش دوان روان شد و مجموع
سازها همراه او و خلایق بیرون آمدند ، از اردو آن حکم آوردند تا بدان یامی که ایلچیان
بودند تا ازانجا نقل احکام بهر دیار فرستند ، اما پادشاه چون از كوشك فرود آمد مجموع ايلچيان
را طلب کرد و طوی داد تا نیمروز ، چون طوی آخر شد هر کس بطرفی رفتند .
در غرة (٩) ربیع الاول ایلچیان را طلب داشتند و پادشاه فرموده تا ده شانقار (۱۰) حاضر کردند
و گفت شانقار بکسی نمیدهم که اسپ خوب برای من ( نه ) آورده است و بكنايت وصريح ازین نوع
سخن گفت آخر ازین ده شانقار سه بسلطانشاه ایلچی مخدوم زاده عالمیان الغ بیگ کور کان و
سه بسلطان احمد که ایلچی شاهزاده بایسنغر بها در خلد ملکه بود و سه دیگر بشادی خواجه که ایلچی
(۱) اصل : سخنان ، مطلع سجنین ( و سجین و سجینیان با ختلاف نسخ (۲) مطلع : زیادت
از صد هزار ، ( ٣ ) اصل و بلند ( ٤ ) اصل : انکسانيك که ( ٥ ) در مطلع ندارد ، ( ٦ ) اصل :
حکم بود چون (۷) اصل : حاکم ، تصحیح از روی مطلع . (۸) اصل آمدند (٩) یكم ربیع الاول
سنه ٨٢٤ هـ - ٦ مارچ سنه ١٤٢١ ع ( ١٠ ) شاه ، رجوع کنید به حاشیه یول (Yule)
۱۳۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
