Machine transcription
( صفحهٔ ١٨ )
کابل
( شمارهٔ اول و دوم )
٤ ـ قاعدهٔ عمومی است که زبان در آغاز طفولیت بر سرافت اصلی خود بوده از وسعت افکار و مضامین دقیق برکنار وجز با چیزهای محسوس و تحت نظر سرو کاری ندارد لذا در ابیات فوقی تنها از جوی مولیان که نهریست در بخارا و ريك آمو و آب جیحون تعریف نموده و چون بعلت بی چشمی از ذوق بلطائف مرایا بی بهره بود لذا بوی جوی مولیان گفت و بذكر ريك پرداخت تا مشقت سفر در ریگ زار را بشوق وصول بوطن سهل نماید و ازینجهت گفت ریگ آمو و درشتیهای آن کار لطافت پرنیان میکند . اگر شاعر کنونی بود تابش ذره را آفتاب می ساخت لکن آن بیچاره از ذره و تابش آن خبری ندارد .
اینچنین شاعر کنونی از موجۀ آب جیحون طوفانی برمی انگیخت لیکن استاد آنچه حالت واقعی آن بود بیان کرد و گفت : ـ آب جیحون تا عنان خنگ شه می آید و این حالتی است خالی از تکلیف و خطر بلکه خوش آیند و فرحت انگیز و نیز از حرکت پادشاه بشادمانی بخارا را مژده داد و از نشستن با دوستان یاد آوری نمود شاید شعرا اشعاری در حب وطن سروده باشند غرا و رنگین لکن همه خیالی و مبالغهٔ شاعرانه خواهد بود برخلاف این ابیات که وقوعی و تذکاری از وطن و امور اتفاقی عرض راه نموده حالت جغرافی آن ناحیه را بیان میکند از مبالغه و سائر اموریکه شعر فارسی را بدنام ساخته چنان پاک و پاکیزه و ساده است که اگر این نظم نثر گردد هم اصل موضوع همین قدر عبارت می خواهد .
قصيدهٔ دیگری نیز از و مشهور است و دران شکایت از ایام پیری کرده چند بیت ازان در ذیل می نگاریم :
مرا بسو دو فروریخت هرچه دندان بود نبود دندانها بل چراغ تابان بود
سپید سیم رده بود و در و مرجان بود ستارهٔ سحری بود و قطره باران بود
١٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
