Machine transcription
شماره (دهم) سال دوم مجلۀ کابل (٢٤)
پرده «وا معتصماه» ندا کرده و بیت متنبتی که می سراید:
لا يسلم الشرف الرفيع من الاذي حتي يراق من جانبه الدم
و بالاخره امثال این سخنان در عالم عربی سبب از شورشهائی گشته که اقلیدس بهندسه
خود و بقراط با مزجه خود و نیوتن با جاذبۀ خود و رونتجن با اشعۀ خود نتوانسته اند مصدر
اینچنین يك هیجان گردند. مجاهدین بنی معروف در آخرین انقلاب سوریه در حالی که گله
های توپ فرانسه ها سینه های آنها را هدف ساخته بود؛ نعره ها میکشیدند و واقعات گذشته
خود را بیاد جنرال غاملان داده می سرائیدند:
« ممدوح وسامى قبلك خرجوا من السويداء »
کلمه هاي ( حريت ) ( مساوات ) اخوت وسائر الفاظ زنده ازین قبیل که زمین را
چپه کرده و بخون آغشته نموده و از اعماق دلهای اسیران ظلم و استعباد برای داد خواهی از زخم
کاری آن بر می خیزد؛ اگر استدلال های شعری نیست پس چیست؟ آیا نمایشگاهی هیجان
خیز تر غیر ازین خواهد بود که انسان برادر انسانش را اسیر زنجیر و پامال اقدام
و دستخوش استثمار بیند و بنگرد که آن بیچاره را مانند گوسفند برای کشتن؛ هی میکنند.
امروز این نمایشگاه های الم انگیز شعری در شرق؛ کاری میکند که فکر (حقوق طبیعی)
در دو انقلاب بزرگ امریکا و فرانسه نموده بود.
بدیهی است که افکار ؛ باعث عمل و سبب حرکت و انقلاب میشود ولی بمقدار عناصر
انفعال و هیجان در ان. ( ورد ورس ) شاعر میگوید: هر چه از دل فوران میکند باز
بطرف دل سیلان مینماید، تا وقتیکه تصویر؛ موسیقی؛ شعر؛ وسایط تعبیر و اظهار است از
بلند ترین شعور و دقیق ترین نقوش منطبعه بر صفحات دل؛ تا وقتیکه این فنون جمیله جلوه
گاه و آئینه تأثر طبیعت ما ست که با غم و سرور خویش؛ از ششجهة بما احاطه کرده بی شك
در قوۀ دافعۀ اجتماعی مقام اول را میگیرد. هر گاه آدم؛ آن بشر حقيقي بقول ( منسن )
نخستین شخصی است که آلة ساخت تا نسلش باستعانت آن ؛ مقابله با طبیعت كنند حواء
حقیقی آنان ؛ هم زنی است که پسران خود را نشیده های شعري آموخت و ارواح خمول
و فسرده آنان را بدان بیدار ساخت . چنا نچه رك و ريشه اجسام ما ؛ مرکب است از عناصر
٩٦٠
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
