Machine transcription
شماره (دهم) سال دوم مقام شعر در تکوین ملل (۲۳)
بازهم مستمعین حسن ظنی بآنها می پروراند . بعقیده من تنها شخص بنظم شعر
شاعر و بخوش الحانی موسیقی دان نمی شود . بلکه گاهی بفهم شعر و طرب از آهنگ
نیز شاعر و موسیقی دان گردد . بلی آن دو فن ایجابی و این دوفن سلبی است . بگمان
میرود این فترتی که در شعر مشاهده می شود مرقتی یا ابر بهاری است که درنگ ناکرده
بزودی پاره پاره و دور شود و این در هنگامی خواهد بودکه ما بمحیط تازه پر ازحوادث وسکان
خود الفت گیریم . قلق و هیجان ما شورش پذیرفته این دنیای زشت هوای خوش و جذاب
خودرا دوباره تازه سازد .
شعر و هیجان
دور ازصواب نیست اگر گوئیم این انقلابات مادی اقتضای که درین عصر مشاهده
میشود چندان دور ازشعر نیست بلکه شعر بمعنای سیکولوجی خود از بزرگترین دواعی اوست
و سببش آنست که این حیات عقلی که مادر آغوش تربیه او تولد گشته حرکت میکنیم و پرورش
مییابیم و عبارتست از (عقل اجتماعی) باصطلاح علم و متصرف است درحرکات و سکنات
ما اگر زبان و ادبیات خوش آیند آن نبود این عقل تسلطی بردلهای ما نمیداشت و بسببی که
احداث رأی مشترك میکند نام (رأي عام) هم بخود میگیرد . ازرأی عام درافراد هیجان
تولید میشود وغذا میخورد . در بین نمایشگاه های شعری وتاثیر در (رأي عام) علاقةمتینی
موجود است بساکه نوحه و نالش شاعر درمظالم ؛ (رأی عام) را بهیجان و آشوب انطفا
ناپذیری درآورده که شعله این غضب جز بانقلاب خموش نگشته . جمعیتها ئیکه خطرناك ترین
ادوار را در سیاست ملل تشکیل داده همه از دعوتهای هیجان خیزشعری بوده که تحريك رای
عام نموده .
(اوغست کونت) درفلسفه خود میگوید : (فکر) است که بعمل میکشاند ولی فکر
افسرده خالی از روح ـ فکر بارد مجرد ـ مباشر عملی نمیتوانند . بلکه ضرور است اولافکر
منفعل هیجان خیزی مزین بادب و پیراسته بشعر با اوهمراه باشد تا بر اراده مردم غلبه یابد .
سخن زن بدوی باخاندانش در قصیده که شکوه از دشمنان دارد وقتی که آنان را اسیر گرفته
بودند : مضر بوا موضع العفة منی بالعصا . و صدای آنزن شهری که استغاثه بخلیفة بغداد
۹۵۹
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
