Machine transcription
شماره (هشتم) سال دوم مجله کابل (٢٦)
وقتیکه من بحضور تو کوشش خمیدن میکنم. عجز من بآن معرا جیکه قدوم تو پیش مردم
مفلس و حقیر میر سد نمیتواند رسائی حاصل کند .
غرور در آنجا رسائی ندارد جائیکه تو در میان مردمان خوار و مفلس و ذلیل که لباس عجز
در بر دارند تردد می نمائی.
قلب من آنجا راه یابی ندارد جائیکه تو در میان مردمان مفلس و بینوا حقیر و ذلیل
دست بی یاوران و بیچارگانرا میگیری.
نغمه یازدهم
تو این انشاد نغمه و سرود (١) و این تسبیح و زمزمه تقدیس را بگذار ! تو در را
بسته بگوشه تاریك و خاموش خانقاه ( دیر ) پرستشی کرا میکنی ؟ چشمهای خود را باز کن !
به بین خدای تو رو بروی تو نیست ؟
او آنجاست جائیکه دهقان قولبه خود را در زمین سخت میراند . جائیکه سرك ساز
سنگ می شکند او همراه شان در آفتاب و باران است و لباس او بخاک آلوده است. این خرقه
سالوس را بکش و بینداز و مثل او بر خاك زمين بيا سا !
آزادی ؟ این آزادی کجاست ؟ آقای ما معضدلات آفرینش را برضای خود متحمل
شده است، او خود را همراه ما برای همیشه پابند ساخته است .
از تخیلات خود بیرون برآ ! این گلها و بخورات معطر را یکسو فگن ! اگر لباسهایت
پوسیده و مندرس است چه پروا. بحضور او حاضر شو و در حضورش با عرق پیشانی و محنت
و جانکاهی ایستاده باش.
نغمه دوازدهم
آنوقت، که در سفر من صرف میشود بسیار دراز است و جاده هم دور و دراز -
(١) مراد از عبادت هنود است که در لباس سرود میکنند ( مترجم )
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
