Machine transcription
شماره ( هشتم ) سال دوم
شب تابستان
( ۲۷ )
من به عراده شعاعی اولین سپیده دم آمدم و در صحرای کائنات نشان خود را بر عده سیاره و ستارگان گذاشته سفر خود را آغاز کردم . آن راه دور ترین راه است که پیش تو خیلی نزديك شده میرسد ، و آن هدایت بسیار مشکل و پیچیده است که بسوی سادگی نغمه مانند رهنمائی میکند .
يك مسافر مجبور است برای رسیدن بدروازه خود دروازه هر بیگانه را کوفته و جمله اكناف ظاهر عالم را با آواره گردی طی کند تا در انجام به نهانخانه حریم خود واصل شود .
نگا های من در دور ونز د يك راه را گم کرده بودند ، قبل ازین که چشمان خود را بهم آوردم و گفتم که « تو اینجا ستی ! این سوال و آواز که « آخ کجا ؟ » آب شده بهزاران چشمه تبدیل میشود و آواز رعد آسائی « من استم » در عالم سیلاب طوفانی را ایجاد مینماید .
( مترجم مدیر انجمن )
شب تابستان
از آثار ( الفرد موسه ) شاعر اشك وغم
مترجم محمد رضا خان
از هنگامیکه آفتاب در فضای لایتناهی خط سرطان را در روی محور فروزانش سیر نموده ، سعادت مرا ترك گفته و من با خموشی ساعتی را انتظار میکشم که در آن ساعت محبوب حقیقی مرا صدا خواهد کرد .
آوخ ! از مدتهاست که منزل او مسکون نیست ، روز های شاد مانی گذشته هيچكدام در آن مسکن وجود ندارند ، جزمن که تا کنون می آیم و پیشانی حرارت ناك خودم را بر روی دروازۀ نیم باز او میگذارم و مانند پسر مرده داغدیده بر مقبره فرزند میگریم .
٧٥٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
